برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۲۰۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
عالیخانی (۱۱)
– ۹ –

و بی‌پایه است و او بعنوان وزیر دولت دقیق میداند که همچین چیزی اتفاقی نیفتاده. خوب، فردای آن روز ناچار شدند حرف را برگردانند و واقعیت را بگویند و این اثر روانی بسیار بدی در وزراء کرده بود که بعضی از آنها مانند موزگبار حتی کارشان به مشاجره هم با دیگران رسیده بود. باز خود همین آن حالت نبودن اطلاع، ندادن اطلاع، و حتی بی‌اعتنائی به کسانی که مقامات حساس و مسئول در مملکت دارند نشان میداد. و هیچکس در آن سیستم از چنین رفتاری ناراحت نمیشد یا تعجب نمیکرد. و اگر هم برای این وزراء چنین پیش‌آمدهای ناگوار بود پس از مدتی خود و ناخواه عادت میکردند. پس از جریان

س – هیج معلوم شد که این تصمیم به ابتکار کی بوده یا در چه مقامی گرفته شده بوده که بخواهند پنهان بکنند. خود هویدا وقتی به هیئت دولت گفته بود این داستان را و خودش میدانست که واقعیت ندارد یا او هم مطلع نبود؟

ج – نه خودش متوجه شده بود که واقعیت چیست چون به او راستش را گفته بودند

س – آها.

ج – ولی در ضمن به هر دلیلی به او هم توصیه شده بود که راستش را نگوید. و بهر حال این موضوع را به این صورت یک اطلاعی اول دادند و بعد ناچار شدند راستش را روز

س – معلوم نشد که کی تصمیم گرفته بوده؟

ج – نه بهر حال من نمیدانم. اما این نوع چیزها تعجب‌آور نبود و اتفاق میافتاد. در این زمان من دیگر در کار وزارت اقتصاد سخت درگیر بودم و نتیجه‌هائی هم از کار خودم گرفته بودم. تغییرات اساسی هم که میخواستم بدهم بیشترش انجام شده بود. چند تا را برای نمونه اینجا میبایست ذکر بکنم. یکی اینکه در شرکت معادن و ذوب فلزات همگام با انتصاب نیازمند بعنوان معاون فنی وزارت اقتصاد تغییراتی دادیم و شخص جدیدی بنام مهندس زند مدیرعامل شرکت معادن و ذوب فلزات شد و در عرض چند سالی که با هم همکار بودیم این مرد توانست آن شرکت را هم از حالت