برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۱۹۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
عالیخانی (۱۱)
– ۳ –

نخست وزیر بود به مقام وزارت برسد و وزیر مشاور بشود یا وزیر تبلیغات یا بعداً وزیر تبلیغات شد، بهر حال جواد منصور هم وزیر شد. بقیه دولت هم به همان صورت سابق بود. اتفاقاً تمام اینها یک نوع دوامی در کار نشان میدهد و به این ترتیب دوران منصور بپایان رسید و هویدا سر کار آمد. یک جمله زیبائی درباره مرگ منصور سر دنیس رایت سفیر وقت انگلیس در ایران به علم گفته بود که

"It was a pity, but it was not a loss."

و در این جمله خیلی حرفها هست. دوران هویدا در آن هفته های اول همراه با سختی زیادی بود. چون هویدا خودش را آماده برای نخست‌وزیری نکرده بود و اطرافیان منصور هم که تا آن روز خودشان را همطراز او میدیدند برایشان شاید کمی سخت بود که از این ببعد او را بعنوان رئیس خودشان

س – عجب.

ج – قبول بکنند.

س – الان که آدم عادت کرده به این موضوع برایش تصورش مشکل است که در یک زمانی یک همچین وضعی بوده.

ج – و خود هویدا هم متوجه نقطه‌های ضعف منصور شده بود که با به اصطلاح بی‌شرمی با تندی و غرور و بی‌اعتنائی حرف میزند و تصمیم گرفت که درست واروی او عمل بکند و در همه موارد خیلی از خودش تواضع نشان بدهد و در تمام موارد هی تکرار بکند که چیزی نمیداند و آمده که از بقیه چیزی یاد بگیرد. و در مجلس شورای ملی با در مجلس سنا نطق‌هائی که میکرد خیلی‌ها حالت متواضعی بیش از اندازه به خودش میگرفت و از همه درخواست کمک و راهنمائی داشت. در حالیکه آدمی بود به تحقیق بسیار انتلکتوئل. آدمی بود که هر هفته دست کم یک یا دو کتاب تمام میکرد با همه گرفتاریهایش. و فورماسیون بسیار خوبی داشت. و خودش هم میدانست که دارد تعارف میکند ولی فکر میکرد که برای آرام کردن مردم در مرحله اول احتیاج به چنین کاری داشته باشد. شاید هم برای چند روزی چنین رفتاری بد نبود. ولی