برگه:IOHP-Interview-Alikhani.pdf/۱۹۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
عالیخانی (۱۱)
– ۲ –

واقعه کردند و بعد هم گفتند که تا مدتی که منصور در بیمارستان است مسئولیت کار هیئت وزیران با امیرعباس هویدا خواهد بود. و معنی این حرف این بود که میخواستند به همه بفهمانند که اگر منصور نیست نزدیکترین و صمیمی‌ترین دوست او دارد همان کارها را انجام میدهد. این درست بر عکس کسانی است که بخواهند فکر بکنند که شاه میخواسته منصور را از میان ببرد و منطقاً بنابراین باید کس دیگری را بخواهد به جایش بیاورد. و در آن صورت بهترین آدم که نمیتواند دوست نزدیک منصور باشد. و خاطرم هست وقتی هم که جلسه تمام شد شاه بلافاصله با علیاحضرت به دیدار منصور رفتند و تصور میکنم شاید هر روز این دیدار ادامه داشت. و البته به همه وزیران هم دستور داده شد که خیلی مراقب خودشان باشند و مراعات بکنند و بلافاصله ترتیبی دادند که وزیران اگر مایل هستند در اتومبیل‌شان گارد محافظ باشد که همیشه همراه آنها حرکت بکند و پشت دفترشان باشد و از این قبیل کارهای ناهنجار به عقیده من، که البته من قبول نکردم. ولی برای بعضی‌ها حالت پرستیژی پیدا کرده بود که وقتی از ماشین پیاده میشوند یک چند نفر هم

س – از آن موقع شروع شد این کار؟

ج – از آن موقع شروع شد ولی من هیچوقت قبول نکردم و اجازه ندادم سوار ماشینم بشوند، چون اصولاً خوشم نمیآمد. ولی چیز دیگری که همه قبول کردند و خیلی هم خوب بود این بود که پاسبانی در منزلمان بیست و چهار ساعت بود اقلاً خیالم راحت بود که خانه من هم که تا حدودی بی در و پیکر بود محافظت میشود از نظر دزد و ولگرد و اینطور چیزها، وگرنه اهمیتی به بقیه مسئله نمیدادم. و شبی که منصور فوت کرد خاطرم هست که به من تلفن شد از نخست‌وزیری و همه‌مان در نخست وزیری جمع شدیم و هویدا به ما اطلاع داد که متأسفانه منصور فوت شده و تلاش‌ها بجائی نرسیده و فردا صبح هیئت دولت تازه به حضور اعلیحضرت معرفی میشود و او نخست وزیر خواهد بود. و بعد هم گفتند که اعلیحضرت برای اینکه مرحمت خودشان را به خانواده منصور نشان بدهند خودشان دستور دادند که جواد منصور که معاون