برگه:HekmatSoqratAflaton.pdf/۸۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
–۷۸–

دیگر بدهد و این امر علتش این است که انسان در علم و معرفت هنوز کودک است و بحد رشد نرسیده است. اگر در احوال کودکان توجه فرموده باشید یا ایام کودکی خودتان را بیاد بیاورید بر میخورد به این که مثلاً وقتی که سه ساله بودید چه مدارک و مشاعر داشتید و با آن معلومات ناقص و غلط خود را نادان نمی‌پنداشتید علم شما عالم کوچک محدودی بود و هرگز نمیتوانستید عالم بزرگتری تصور کنید و گمان نمیبردید که افکارتان ناقص و غلط است و خواهشها و آرزوهاتان بمناسبت و بقول معروف احوالتان کودکانه است هر چه سنتان بالا رفت و عقلتان وسعت یافت و با تجربه شدید بدون این که بر خودتان محسوس شود افکار و عقاید و احوالتان تغییر کرد و کم کم برخوردید باینکه چیزهائی هست که نمیدانید و تصورات تازه برای شما پیش آمد و مطمئن باشید که تا آخر عمر همین سیر را خواهید کرد. و اگر چنین باشد یعنی هر روز احوالتان تغییر کند خوشوقت باشید که دلیل بر اینست که ترقی میکنید و مطالب تازه معلوم شما میشود و علامت دانائی و هوشیاری است که قوهٔ تنبّه دارید وگرنه در جهل مرکب باقی میماند و چنانکه در جلسهٔ پیش عرض کردم سمیر انسان در علم و معرفت عبارت از اینست که جهل مرکب خود را تدریجاً مبدل به جهل بسیط کند که تا چنین نشود بعلم و معرفت نخواهیم رسید و باید امیدوار بود که باین مقام برسیم زیرا هرچند تاکنون بمنزل نرسیده‌ایم و از آن بسی دوریم ولیکن شاد باید بود و تصدیق باید کرد که در حال سلوک و مشغول راه پیمودن هستیم و امروز مجهولاتی داریم که هزار سال پیش نداشتیم یعنی اموری که خود را در آنها عالم می‌پنداشتیم و اکنون میدانیم که نمیدانیم یا اموریکه اصلاً از آن بی‌خبر بودیم تا چه رسد باینکه آنها را بدانیم یا بدانیم که نمیدانیم و