پرش به محتوا

برگه:GolestaneSadi.pdf/۴۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.
۴۲
گلستان سعدی

ملک گفت: برانید این گدای شوخ چشم مبذر را، که چندین نعمت و مال را به اندک مدت برانداخت. نداند که خزینه بیت‌المال لقمه مساکین است؛ نه طعمهٔ اخوان شیاطین.

یکی از وزرای ناصح گفت: ای خداوند مصلحت آن می‌بینم که چنین کسان را وجه کفاف به تفاریق مجری دارند تا در نفقه اسراف نکنند، اما آنچه فرمودی از زجر و منع، مناسب سیرت ارباب همت نیست. یکی را به لطف امیدوار گردانیدن و باز بنومیدی خسته خاطر گردانیدن.


حکایت – یکی از پادشاهان پیشین در رعایت مملکت سستی کردی و لشگر به سختی داشتی، لاجرم دشمنی صعب روی نمود، همه پشت بدادند.