برگه:Gharbzadegi.pdf/۱۸۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
۱۸۴ غرب‌زدگی
 

بترسانی و بیش‌تر از پیش، سر در گریبان فروشان کنی و واداری‌شان که به آن‌چه دارند، شکر کنند. این تعاقب مداوم، صُوَر گوناگون دارد. یک روز کشف شبکه‌ی حزب توده بود، روز دیگر مبارزه با تریاک، بعد مبارزه با هرویین، یعد قضیّه‌ی بحرین، یا دعوای با عراق، سر شطّ‌العرب[۱]، بعد داستان آدم‌های بچّه دزد، بعد همین رُعبی که از سازمان امنیّت در دل‌ها افکنده‌اند...


  1. و تأسف‌آور و خنده‌دار این بود که وقتی ما داشتیم به کمک افاضل دانشکده‌ی ادبیّاتی در رادیو و مطبوعات اسم «دجله» را به «اروندرود» برمی‌گرداندیم و ادای ناصر را در می‌آوردیم خلیج فارس را «خلیج عربی» خوانده، عراقی‌ها دو ماه تمام هر کشتی نفت‌کش را که به قصد آبادان به شطّ‌العرب وارد می‌شد، برمی‌گرداندند و همین‌جوری بود که پالایشگاه آبادان در سال ۱۳۴۰ دو ماه تمام خوابید.