این برگ نمونهخوانی نشده است.
–۲۲۶۷–
طوی (tuy) ا. پ. شادی. و شادی عروسی و جشن.
طوی (tuy) ا. ع. گرسنگی (اسم است مصدر را). و خیک
طوی (tavā) م. ع. طوی طوی (از باب طمع). بیاندازه نخورد چیزی را و گرسنه ماند.
طوی (tovā) و (tevā) ا. ع. نام وادی در شام که وادی مقدس نیز گویند.
طوی (tavi) ص. ع. کسی که خود را گرسنه نگاهدارد. و مرد لاغرشکم. یق: هذا رجل طوی البطن.
طوی (taviyy) ا. ع. چاه از سنگ و جز آن برآورده. و پشتوارهٔ از متاع و از سلاح. و ساعتی از شب.