این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
دفتر اول
۴۵
جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن
| گفت آری گر وفا بینم نه مکر | مکرها بس دیدهام از زید و بکر | |||||
| من هلاک فعل و مکر مردمم | من گزیده زخم مار و کژدمم | ۹۰۵ | ||||
| مردم نفس از درونم در کمین | از همه مردم بتر در مکر و کین | |||||
| گوش من لا یُلدَغُ المؤمن شنید | قول پیغمبر بجان و دل گُزید | |||||
ترجیع نهادن نخچیران توکل را بر جهد و اکتساب
| جمله گفتند ای حکیم با خبر | الحذر دع لَیس یُغنی عَن قدَر | |||||
| در حذر شوریدن شور و شرست | رو توکل کن توکل بهترست | |||||
| با قضا پنجه مزن ای تند و تیز | تا نگیرد هم قضا با تو ستیز | ۹۱۰ | ||||
| مرده باید بود پیش حکم حق | تا نیآید زخم از رب الفلق | |||||
ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکل و تسلیم
| گفت آری گر توکل رهبرست | این سبب هم سنت پیغمبرست | |||||
| گفت پیغمبر بآواز بلند | با توکل زانوی اشتر ببند | |||||
| رمز الکاسب حبیب الله شنو | از توکل در سبب کاهل مشو | |||||
ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر اجتهاد
| قوم گفتندش که کسب از ضعف خلق | لقمهٔ تزویر دان بر قدر حلق | ۹۱۵ | ||||
| نیست کسبی از توکل خوبتر | چیست از تسلیم خود محبوبتر | |||||
| بس گریزند از بلا سوی بلا | بس جهند از مار سوی اژدها | |||||
| حیله کرد انسان و حیلهش دام بود | آنک جان پنداشت خونآشام بود | |||||
| در ببست و دشمن اندر خانه بود | حیلهٔ فرعون زین افسانه بود | |||||
| صد هزاران طفل کشت آن کینهکش | وانک او میجست اندر خانهاش | ۹۲۰ | ||||
| دیدهٔ ما چون بسی علت دروست | رو فنا کن دید خود در دید دوست | |||||