چون سلطان اویس میرزا در مراتب مشق نظام سعی کامل کرده قابلیت و استعداد خود را در خاکپای همایون ظاهر ساخت بمنصب اجودان حضور سرافراز کشته یکثوب کلیجه از ملبوسات خاصه همایونی در حقّ او خلعت مرحمت شد
وقایع و اخبار مملکت خراسان
وفور نعمت و حصول امنیّت در این مملکت بر حسب مقصود و مأمول است بعد از مأموریت شاهزاده حشمةالدّوله و قوامالدّوله با قشون ظفرنمون به تنبیه ترکمانیّه مرونشین الی حال خبری از آنجا نیامده بود تا در روز هفدهم چاپار خراسان که فوقالعاده شهابالملک فرستاده بود رسید و نوشتجات میرعطآالله خان تیموری را که از اردوی مرو بشهابالملک نوشته بود و غرّهٔ اینماه صفر تاریخ داشت رسانده معلوم شد که شاهزاده و قوامالدّوله بملاحظه اینکه نزدیک بقلعهٔ شهر قدیم مرو که موسوم بقلعهٔ محمّدنیازخان است میرسند ترکمان یکمرتبه در جلو اردو بیرون آمده بات مقاومت در خود ندیده شکست خورده عیال و اطفال و احمال و اثقال خود را برداشته در ظلمت شب از قلعه بیرون میروند و فردای آنروز که بیست و چهارم شهر ذیحجّةالحرام بود قشون وارد میشود بهیچوجه اثری از ترکمان نبود لیکن غلّه و آذوقه بسیار بجا کذاشته بودند که نصیب قشون شده بعد از آن مستنجیر یُلْ تُنَ عزمی کماشته آنجا را کرفته طایفهٔ سالور را در مقام اطاعت و انقیاد در آورده آذوقه و کوسفند فراوان باردو میآورند بحدّی که در اردو کندم خرواری چهار تومان و کوشت یکمن هزار دینار بوده است شاهزاده و قوامالدّوله شروع باستحکام و تعمیر قلعه مینمایند که قلعه را مستحکم ساخته بعد بدفع و قلع و قمع طایفهٔ ضالّهٔ ترکمانیّه بپردازند و بیخ و بنیاد آنقوم را از روی زمین براندازند و در میان ترکمانیّه آثار قحط و غلا ظاهر بوده است و از وقایع تازه در مملکت از قراریکه نوشته بودند اینست که سلطان علیخان مظفّرالدّوله و شیرعلیخان و محمّداکرمخان افغان که از رکاب مبارک مرخّصی حاصل نموده باوطان خود معاودت نمودند با آنکه سرکار اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی بملاحظهٔ پاس خدمات مرحوم سردار کهندلخان در حقّ آنها کمال بذل التفات فرمودند و علاوهٔ بر اخراجات ایّام توقّف قریب پنجهزار تومان وجه نقد در وقت رفتن بآنها التفات نمودند طینت زشت و بدی سرشت محرّک آنها شد که در عرض راه هر جا فقیریرا دیدند اذیّت کردند و بهر قریه رسیدند دست تعدّی برآوردند اخراجاتی که از مردم کرفتند در وقت مطالبهٔ قیمت دشنام در عوض دادند و بهر قافله برخوردند که ضعیف و فقیر شمردند دست بتاراج برکشادند باینها قناعت نکرده سیّد نجفی را که بزیارت رفته مراجعت مینمود در منزل دولتآباد کوتک بسیار زدند و از آنجا که اجل سیّد در آنساعت نرسیده بود نیم جانی بدر برده با زوّار روانه شد ولی آن مردودین خبیث پس از اینکه زوّار بقدر نیم فرسخ از منزل مزبور دور شدند محمّداکرم خان و شیرعلیخان تنی چند از همراهان خود برداشته بتعاقب زوّار تاختند و بسیّد که از صدمهٔ ضرب آنها عقب مانده بود رسیده کُشتند از آنجا کذشته آدم عبّاسخان بیکلربیکی مشهد که بخراسان میرفت بخیال خود چنان دانست که اینها جمعیّتی دارند با اینها مرافقت جست در منزل میامی طمع باسب و مال آن بیچاره نموده بخاک هلاکش در انداختند