وقایع و اخبار دارالمرز
استراباد
چون طوایف ترکمانیّه که در حوالی استراباد و صحرای کرکان سکنی دارند اکر از حاکم استراباد در هر سال بآنها تادیبی نشود موجب زیادتی جسارت آن طایفه شده در مقام تاخت و تاز بر میآیند و ده سال بود که از حکّام استراباد تعرّضی بآنها نرسیده بود و بر جرأت و جسارت آنها افزوده بتاخت و تاز و سرقت برّ و بحر اشتغال داشتند در هذهالسّنه از جانب سنّیالجوانب همایون شاهنشاهی حکم محکم شرف نفاذ یافت که شاهزادهٔ ملکآرا حکمران استراباد و مازندران کوشمالی بآنها دهد تا ترک شرارت نمایند و کردن بربقه اطاعت کذارند معزّیالیه با (متن ناخوانا) هزار جمعیّت و چند عرّاده توپ اردو بصحرای کرکان برد از قراریکه نوشته بودند در روز ورود اردوی معزّیالیه بصحرای کرکان از اشرار ترکان جمعیّتی فراهم آمده باردو تاختند ولی از ثبات و رشادت غازیان کاری نساخته از اهالی اردو خیلی بر آنها اسب انداخته کارشانرا چنانکه باید ساختند سر و اسیر بسیار از آنها کرفته مخذولاً و منکوبا بمعادشان فرستادند و با کمال شوکت بقتلق که بحبوحهٔ ترکمان است و در وسط صحرای کرکان فرود آمدند شلتوکزار کلّی از طایفه جعفربای که اشرّ طایفهٔ یموت است برای علیق دواب اردو بتصرّف آوردند و انبار آذوقهٔ چند را متصرّف کشته در کشادند و باهالی اردو دادند چند مرتبه از طوایف ترکمان شب و روز بهیأت اجماعی آمدند که باز دست اندازی نمایند سر و جان نهادند چون چنان دیدند جماعت ترکمان از در استیمان در آمده متقبّل دادن کردی و اسراء و اموالی که از پیش بردهاند شدهاند و پس از آن ملکآرا مراجعت باسترآباد نمود
اخبار ممالک خارجه
ترجمهٔ روزنامه پاریس
از قراریکه نوشتهاند محض بسته شدن معاهده فیمابین ژاپن و آتازونی بواسطهٔ مُسیو هاری رفتن ایلچی برقرار شد و از دولت آتازونی از برای بردن ایلچی و اتباعش به پاناما کشتی مشخّص کردید و پس از لنکر انداختن در جزایر ساندویش و سان فرانسیرک بولایت مذکور رسیدند و جمیع بار انها را که تقریباً بیست و هفت هزار من میشد سوای صندوقی که عهدنامها را داشت فوراً از راه آهن به آس پنوال روانه داشتند و روز دیکر که بیست و پنجم ماه مه بود تقریباً دو ساعت بعد از طلوع آفتاب سفارت که مرکّب بود از هفتاد و یکنفر آدم بأتّفاق حاکم و چند نفر از معتبرین شهر پاناما در چند کالسکه راه آهن که مخصوص معیّن شده بود نشسته روانهٔ آس پنوال شدند این طرز سفر کران که مانند باد تند میروند اصلا مایهٔ واهمه هیچیک از اتباع سفارت نشد بلکه اظهار لذّت و شعف و تعجّب میکردند در منزل سانپابل کالسکها ایستاده و بجهة صرف چاشت ملوکانه که کمپانی راه آهن تدارک کرده بود بقدر یکساعت در آنجا توقّف کردند و در ظرف اینمدّت چند نفر از اتباع سفارت که نقّاش بودند در نهایت جلدی و تسلّط آنچه در آنجا بنظرشان تازکی داشت از عمارت و کالسکه و راه آهن و درخت و مرغ و غیره جمیعاً را در نهایت درستی کشیده و بمحض ورود سفارت به آس پنوال به کشتی فلکی بزرک که رانک نام دارد وارد شدند و نهایت تشریفات ملزومه و مهمانی ملوکانه در آنجا بجهة آنها بعمل آمد و بزودی از مأکولات