پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۸۲

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

سرش را در شام و عراق و خراسان و مصر گرداندند .. پی

جای دیگر در حوادث سال ۲۰۱ مینویسد درین سال بابک خرمی در جاویدانیان پیروان جاویدان سهل آشکار شد و معنی جاویدان دائم باقی» ومعنى خرم «فرح» است و ایشان پیرو آیینهای مجوس بودند در حوادث سال ۲۲۰ میگوید : پیش ازین داستان با بك خرمی سيس و پیدا شدن او را در سال ۲۰۲ آورده ایم که بجاويدان بن سهل دعوت میکرد و شهر بذر ا گرفت و راه را بست و مامون بجنك او بسیار فرستاد و لشکریانش شکست خوردند و گروهی از فرماندهانش کشته شدند و دژهایی که در میان اردبیل و زنجان بود ویران شد و چون معتصم بر سر کار آمدا بو سعيد محمد بن يوسف را فرستاد و وی دژهایی را که ویران کرده بودند ساخت و در آنجا مرد و آذوقه برای پاسبانی راهها و رساندن خوراك گماشت و خود درین میان برخی از سپاهیان بابک را در آنسر زمین شکست داد و در ایشان رفت و آنچه از و گرفته بودند ستاند و بسیاری را کشت و برده کرد وسرها را با بردگان نزد معتصم فرستاد و ابن البعيث نیز در دژی استوار بود که در سرزمین آذربایجان از آن او بود و از دست ابن الرواد گرفته بود و با بابك سازش داشت و لشکریانش که از آنجا میگذشتند میهمان میکرد و در این زمان سر کرده وی که عصمة بود از آنجا گذشت روی بهمانروش میهمانش کرد و سپس او را گرفت و پیروانش را کشت و وی را نزد معتصم فرستاد. وی کمینگاههای سرزمین بابک را از و پرسید و وی راهنمایی کرد. او را زندانی کردند و افشین حیدر بن کاوس را فرماندهی دادند و لواى جبال را برای او بستند و بجنك بابك فرستادند و او بدانجا رفت و در دشت فرود آمدوراههایی را که از آنجا بارد بیل می رفت گرفت و سرکردگان خود را بالشکریان از آنجا تا اردبیل گماشت که خوراك از اردبيل بيكديگر برسانند تا اینکه بلشکرگاه افشین برسد و چون یکتن از جاسوسان بابك بدستش میفتاد از نگوییهای بابک درباره اش میپرسید و آنرا چند برابر میکرد و رها میکرد . سپس معتصم بغا الكبير را بیاری افشین با ساز و برك فرستاد و با بك شنید و در اندیشه خود استوارتر شد و افشین ازینکار برخی از جاسوسا شانرا آگاه کرد و ببغا نوشت که از دژ رود قیلا بیاید و باردبیل باز گردد و او اینکار را کرد و خبر بيا بك رسيد و افشين روزی که با بغا قرار گذاشته بود سوار شد و بشتاب رفت و دسته ای از سپاهیان بابك بيرون آمد سيس

٧٦

۷۶