پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۷۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

بخو نخواهی ابو مسلم برخاست و بالشکریان بسیار از سرزمین خراسان بری رفت و بر آنجا و برکومش (قومس) و اطراف آن دست یافت . آنچه از خزاین ابو مسلم در ری بود گرفت و بر پیروان سنفاد کسانی که از مردم جبال و طبرستان گردش را گرفتند افزوده شد و چون خبر جنبش ایشان بمنصور رسید جهور بن مرار عجلی را با ده هزار مرد بسرکوبی وی فرستاد و خود نیز با سپاهیان در پی او رفت و در میان همدان وری در کنار بیابان با هم روبرو شدند و جنگ سخت کردند و از هر دو سوی کار دشوار شد و سنفاد کشته شد و پیروانش گریختند و شست هزار از ایشان کشته شد و بسیاری برده شدند که در میانشان کودکان و زنان بسیار بودند و از آغاز بیرون آمدن وی تا کشته شدنش هفتاد شب گذشت و این در سال ۱۳۶ چندماه پس از کشته شدن ابو مسلم بود. » جمع هم مسعودی در جای دیگر از مروج الذهب در حوادن روزگار خلافت معتصم گوید: چون بر نیروی بابک خرمی در سرزمین الران و بیلاقان ( بیلقان افزوده شد و جنبش او درین سرزمین بالا گرفت و لشکریان او باین شهرها تاختند ، سپاهیان پراکنده شدند و لشکریان شکست سخت خوردند و فرمانروایان کشته شدند و مردم نابود گشتند معتصم لشکری با افشین بجنك او فرستاد و جنگهای فراوان کردند و با و رسیدند و کار را بر با يك در سرزمین وی سخت گرفتند تا آنکه او پراکنده شد و مردانش نابود شدند و بکوهستان معروف ببذين درخاك الران كه سرزمین بابك بود و آن جایگاه را تاکنون که سال ۳۳۲ باشد بدو می شناسند پناه برد . چون بابك دریافت که بر سر او چه آمده است و از جایگاهی که در آن بود بیم داشت ناشناس از جای خود بیرون رفت و برادرش و خانواده اش و فرزندان و خدمت گزاران نزدیکش با او بودند و جامه مسافران و بازرگانان پوشیدند و با کاروان راهی شدند و بجایگاهی از خاک ارمنستان که قلمرو سهل بن سنباط از بطریعان ارمنستان بود بکنار آبی فرود آمدند. نزدیکشان چوپانی بود، از و گوسفندی خریدند و خواستند توشه ای بگیرند، وی تن در نداد و از آنجا شتابان رفت و بسهل بن سنباط ارمنی رسید و او را خبر داد و گفت شك نيست که وی با بکست. چون بابک از جایگاه خود گریزان شد و از کوهستان خود رفت افشین میترسید که بدژی پناه ببرد و در کوه بلدی متحصن شود یا اینکه برخی از مردم بومی

این

۶۷