جای دیگر در کلمه «کذج» میگوید : بدو حرکت و در پایان آن جیم نام دژی و سرزمینی در آذربایجان از جایگاههای بابک خرمی و این کلمه بیگانه است و معنای آن جایگاهست و معرب شده است ، ابو تمام آنرا جمع بسته و گفته است: وا بر شتويم والكذاج وملتقى سنابكها والخيل ردی و تمزع و پیداست که این کلمه معرب کلمه «کده» یا «كذه فارسیست . جای دیگر در کلمه کلان رود گوید معنای آن رود بزرگست و آن در آذربایجان نزديك بد شهر با بكست و افشین هنگامی که با بابك می جنگید در آنجا فرود آمد. احتمال میرود جایگاهی که نام آن در جاهای دیگر « بلال رود» و «ذرود الروذ» نوشته شده همین جا باشد و حنان مینماید که بلال رود و ذرو ذالروذ تحریف همین کلمه کلانرود باشد . جای دیگر در کلمه مراغه میگوید : بفتح وغین نقطه دار شهر مشهور بزرك و بزرك ترين و مشهور ترین شهر آذربایجان خزيمة بن خازم در خلافت رشید حکمران ارمنستان و آذربایجان شد و باروها و دژهای آنرا ساخت و آنرا آبادان کرد و لشکریان بسیار در آنجا گماشت سس چون بابك خرمی پیدا شد مردم آنجا پناه بردند و در آنجا فرود آمدند و جایگاه ساختند و در آن متحصن شدند جای دیگر در کلمه «ورنان» میگوید بفتح وسيس سكون ودر پایان آن نون و سلفی بحرکت راه آورده ، شهریست که در پایان مرر آذر بایجانست و از آنجا تا دره الرس دو فرسنگست و در میان ورثان و بیلقان هفت فرسنك و در كتاب الفتوح آمده که ورثان در سرزمین آذربایجانست و آن با ارشق در روزگار با بك ز با نزد شد بجز این نواحی و آبادیها که در کتابهای مختلف دکری از آنها در ضمن حوادث روزگار بابك شده اکنون در آذربایجان دهی هست بنام بابکان» که در کتاب «اسامی دهات کشور (ص١٥١) جزو دهستان قطور 《 در میان خوی و شاهپور نام برده اند و احتمال بسیار میرود که از آبادانی های زمان با بك بوده باشد و بمناسبت نام با يك آنرا با بکان» خوانده باشند مطهر بن طاهر مقدسی در کتاب البدء والتاريخ (چاپ پاریس - ج ٣ س ۹ ( که در حدود سال ۳۵۵ تالیف کرده است دربارۀ بابک می گوید اما تفویان ایشان بیامبری ابن دیسان و ابن شاکر و ابن ابی العوجاء •
٦١