پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۶۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

تئوفیل دومین پادشان سلسله فریژی از امپراطوران بیزنتیه بود، پسر ميخائيل بن جورجس معروف بمیخائیل دوم که در سال ۱۹۳ هجری بامپراطوری رسید و دو سال بعد در ۱۹٥ عزلش کردند و بار دیگر در سال ۲۰۰ بمقام خود بازگشت و در ۲۱۳ مرد و پس از و پسرش تئوفیل بپادشاهی نشست و تا سال ۲۳۵ امپراطور بود. همین پناه دادن بایرانیان خرم دینی و هوا خواهی از با بك سبب يك سلسله جنگهای متمادی در میان وی و معتصم شدو و سر انجام بفتح عموریه انجامید که از پنجاه و پنج روز محاصره پس سپاهیان بغداد آن شهر را گرفتند و سی هزار مردم آنرا کشتند و شهر را چنان ویران کردند که تا این اواخر جایگاه آن هم معلوم نبود و در این فتح بطريق عموریه را که باطی نام داشت اسیر کردند و بسامرا آوردند و چون در زندان مرد پیکرش را نزديك پيكر بابك بدار آویختند . جنگهای سال ۲۲۰ در سال بعد یعنی در ۲۲۰ معتصم افشین را مامور جنك بابك كرد نام افشین خیدر یا خنیدر پسر کاوس بود که برخی از مولفان بخطا «حیدر» ضبط کرده اند. افشین از زمانهای قدیم لقب و عنوان پادشاهی امیران محلی اسروشته در اقصای ماوراءالنهر بود که حکمرانی آن دیار را از زمان ساسانیان پدر بر پسر داشتند، اسروشته یا سروشته که امروز بیشتر استروشنه » مینویسند هنوز از آبادیهای درجه دوم جمهوری شوروی از بکستانست . در ۲۰۷ که مامون حکمرانی خراسان را بطلحه پسر طاهر دو اليمينين داد احمد بن ابی خالد را پیشکاری او بخر اسان فرستاد و احمد ماوراءالنهر رفت و با کاوس پسر سار خره افشین آن دیار، پدر افشین خیدر بن کاوس جنك كرد و او را با دو پسرش خیدر و فضل برده کرد و ببغداد فرستاد. طلحه ارین فتح چنان شادمان شد که سه هزار هزار (سه میلیون) درم باحمد ابن خالد بخشید. کاوس پسر سارخره در بغداد ماند و همانجا مرد و دو پسر وی نزد مامون ماندند و تربیت یافتند و کم کم از نزدیکان در بار خلافت شدند، حنانکه افشین در دربار معتصم بزرگترین امیر بود از نخست که کار افشین بالا گرفت در میان وی و خاندان طاهریان که در آن روزگار در دربار خلافت بسیار متنفذ بودند و مخصوصا عبدالله بن

CA

۵۸