پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۶۳

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

در همین سال ۲۱۹ بود که گروهی از خرم دینان که در جنگ همدان جان بدر برده بودند بسر زمین روم گریختند و بتشوفيل Théophile امپراطور قسطنطنیه پناه بردند و چندی بعد که با بك را سپاهیان بغداد محاصره کردند و کار برو تنك شد نامهای آن امپراطور نوشت و از ویاری خواست و او نيز وعده یاوری داد و بتهیه سپاه و تجهیزات پرداخت. در همین زمان مازیار هم در طبرستان آغاز مخالفت با در بار بغداد گذاشت و چنانکه پس ازین بیاید افشین هم در باطن با ایشان همداستان بود و از چهارسوی چهارتن یعنی تئوفیل و بابك ومازيار و افشین در برانداختن اساس خلافت بغداد کوشیدند و یگانگی با يك ديگر داشتند چنانکه در سال ۲۲۳ تئوفیل بنا بوعده بو عده ای که ببابك داده بود بیاری وی سیاه بقلمرو خلافت کشید و جمعی از مسلمانان را کشت و گروهی از یشان را که از آن جمله بیش از هزار زن بود، باسیری برد. معتصم برای دفع این فتنه نخست بقلع و قمع بابك پرداخت چنانکه پس ازین بتفصیل خواهد آمد، افشین را مامور جنك وی کرد، با آنکه در نهان افشین با بابك ومازيار همدست بود و در میانشان می مکاتبه بود می درباره همداستانی مازیار بابابك ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان گوید: «مازیار بابك مزدکی و دیگر ذمیان مجوس را عملها داد و حکم بر مسلمانان نامسجدها خراب میکردند و آثار اسلام را محو میفرمودند. سپس در جای دیگر می نویسد که مازیار خود بعبد الله بن طاهر چنین گفته است د که من و افشین خیدر بن کاوس و بابك هر سه از دیر باز عهد و بیعت کرده ایم و قرار داده بر آنکه دولت از عرب بازستانیم و ملك وجهانداری با خاندان کسرویان نقل کنیم ، پریروز بفلان موضع قاصد افشین بمن رسید و مرا چیزی در گوش گفت من خوشدل شدم. عبد الله طاهر :گفت چه بود آنکه ترا اعلام کرد؛ مازیار گفت: نگویم بتعلق وتواضع الحاج کرد، تا مازیار گفت : گندی دیگر بخورد عبدالله سوگند خورد مازیار با او درمیان نهاد که بمن پیام آورد ، از افشین، که فلان روز و فلان ساعت معتصم و پسران او، هارون الواثق وجعفر المتوكل را، هلاك خواهيم كرد...» سرانجام افشین برای دلجویی معتصم بابک را بغريب أسير كرد و سپس معتصم تئوفیل را نیز شکست سخت داد و آن فتح .. و ف عمور به روی داد.

OV

۵۷