و آغاز کارش این بود که هر که در گردا گرد بد بود میکشت و شهر ها و روستاها را ویران میکرد، تا اینکه کارش بالا گرفت و رسیدن بوی دشوار بود و شکوهش بسیار شد و چون این آگاهی بمامون رسید عبدالله بن طاهر ابن حسین را با سپاه فراوان بجنك وى فرستاد وعبد الله رفت و در اطراف دینور جا گرفت، در جایگاهی که امروز بقصر عبدالله بن طاهر معروفست . پس از آنجا رفت تا نزديك بذ رسید و كار بابك سخت شد و مردم از و هراسان شدند و با او جنگیدند و دست برو نیافتند و گروهی از سرکردگان کشته شدند و از آنجمله محمد بن حمید طوسی بود که ابو تمام در مرثیت او قصیده ای سروده است جنگهای ۲۱۷ و ۲۱۸ در ۲۱۷ بگفته ابن طیفور مامون حكمراني جبال وجنك با خرم دنيا نرا بطاهر بن ابراهیم سپرده است و وی پنج روز مانده از شعبان آنسال از بغداد بیرو نشد • را در همانسال ۲۱۷ مامون علی بن هشام را کشت و سبب آن بود که مامون وی را حکمران آذربایجان و جز آن کرده بود و چون دانست که بیداد میراند و مال مردم می ستاند و مردم را میکشد ، عجیف بن عنبسه را برو فرستاد و او دانست که علی بن هشام در اندیشه آنست که بکشدش و ببابك پيوندد و چون برو دست یافت نزد مامونش برد و مامون او را بکشت و برادرش حبیب نیز بکشت در جمادی الاولی آنسال و سرعلی را در عراق و خراسان و شام و مصر گرداندند در ۲۱۸ بگفته ابن الاثیر بسیاری از مردم جبال و همدان و اصفهان و ماسبذان و جزان دین خرمی را پذیرفتند و گرد آمدند و در همدان لشکرگاه ساختند . معتصم بریشان سپاه فرسناد و اسحق بن ابراهيم بن مصعب با آن سپاه بود و او را در ماه شوال این سال مامور جبال کر دو اسحق در روستای همدان با این مردم رو برو شد و شست هزار تن از ابشانرا کشت و کسانی که مانده بودند بروم گریختند • • نظام الملك در سیاست نامه در حوادت این سال چنین مینویسد : «چون
سال دوست و هژده اندر آمد دیگر باره خرم دینان باصفهان و پارس و