تخته ایشان را گفت اگر در صفها رخنه ای افتد آنرا ببندند و بابک از گوه پریشان مسلط بود و مردان خود را بکمین ایشان نشاند و در زیر هر سنگی گروهی جاداد و چون سپاه محمد بن حمید پیش رفت و لشکریان از کوه بالا رفتند و تا سه فرسنك رسيدند آن جمع از کمینگاه خود بیرون جستند و بابك باسپاه خود بر سر ایشان تاخت و ایشان را در هم شکست و ابوسعید و محمد بن حميد سپاه خود را بپایداری فرمان میدادند اما سودی نبخشید و آن اشکز هزیمت گرفت و محمد بن حمید بجای خود بود اما سپاهیانش میگریختند و جان بدر می بردند. چون خرم دینان وی را دیدند و از جامه و رفتارش دانستند که پیشوای آن گروهست برو تاختند و زوبینی براسبش زدند و او بزمین افتاد و کشتندش. این محمد مردی پسندیده و بخشنده بود و شاعران بسیار وی را مرثیت گفتند و چون این خبر بمامون رسید هر شد و عبد الله بن طاهر را بجنك بابك مامور کرد و او در دینور ماند و سپاه خود را آراست. نظام الملك در سیاست نامه در بیان این واقعه مینویسد : «خرمدینان باصفهان باز شدند ومامون از کشتن محمد عظیم دلتنك شد . در حال عبد الله طاهر را که والی خراسان بود، نامزد کرد و بحرب با بك فرستاد و همه ولایت کوهستان و آنچه گشاده بودند و آذربایجان بدو داد و عبدالله برخاست، بآذر بایجان شد. بابك با او مقاومت نتوانست کردن ، در دژی گریخت سخت محكم ولشكر او وجمع خرم دینان بپراکندند » اسان ابن قتیبه در کتاب المعارف در همین باره مینویسد که . چون محمد بن حمید در ۲۱٤ کشته شد مامون عبد الله بن طاهر را ، که در دینور بود، حکمران جبل کرد ، که بخراسان رود و على بن هشام را بجنك بابك بفرستد. ابن طيفور در کتاب بغداد در وقایع همین سال مینویسد: مامون عبد الله بن طاهر راولایت خراسانداد و او را مامور جنگ با بك كرد و او در دينور ماند و سپاه فرستاد. مامون علی بن هشام را بجنك بابك فرستاد مولف منتظم ناصری نیز ولایت علی بن هشام را در جبل و قم و اصفهان و آذربایجان در همین سال آورده است . درباره ماموریت عبدالله بن طاهر ابو حنيفه دینوری در اخبار الطوال
چنین مینویسد . چون کار با بك بالا گرفت مردم پریشان شدند و فتنه بالا گرفت