در میانشان در گرفت و او در همه جنگها پیروز شد. سپس بجای تنگی رفت که زمین درشت ناهمواری بود و ابن حمید و گروهی که با او بودند پیاده شدند و پیروان بابك باورسیدند و محمد با گروهی از سرکردگانش کشته شدند و لشکریان شکست خوردند و فرماندهی آن لشکر را مهدى بن اصرم که از خویشاوندان ابن حمید بود بدست گرفت و این واقعه در آغاز سال ٢١٤ روی داد. چون محمد بن حمید کشته شد مامون مر عبدالله بن طاهر را حکمرانی داد و او را لوای سرزمین جبال و ارمنستان و آذربایجان بست و بقضاة و كارگزاران خراج نوشت که فرمان او را بردارند. عبدالله بیرون رفت و در دینور ماند و بمهدی بن اصرم و محمد بن يوسف وعبد الرحمن بن حبیب که سرکردگان همراه محمد بن حمید بودند نوشت که در جایگاه خود بمانند. طلعة بن طاهر در خراسان مرد و مامون جای او را بعبد الله داد و عهد و لوای او را با اسحق بن ابراهيم و يحيى بن اكثم قاضي القضاة فرستاد و عبدالله در آن سال بخراسان رفت ومامون حکمرانی آذربایجان وجنك بابك را بعلي بن هشام سپرد و حکمرانی ارمنستان را بعبد الاعلى بن احمد بن یزید بن اسید سلمی داد و او بدان سرزمین رفت و محمد بن عتاب برجرزان ) گرجستان ( دست یافت و « صفاريه » (یونانیان آسیای صغیر با او یار شدند و ابن عتاب با اوجنك كردو شكستش داد و او را در جنك هنری و شناسایی نبود نبود. سپس مامون مرخالد بن یزید بن مزید را حکمرانی داد و کسانی را که از خاندانش در عراق در زندان بودند آزاد کرد و بجزیره فرستاد و گروهی بسیار از مردم ربیعه را با او همراه کرد و وی بدان سرزمین رفت و چون بخلاط رسید سوادة بن عبد الحميد الجحافی نزد او رفت و اوز نهار دادش وسيس آهنك نشوى كرد ويزيد بن حصن مولی بنی محارب بر آنجا دست یافته بود. یزید بن حصن گریخت و یکسال رفت و در آنجا ماند و کس نزد محمد بن عتاب فرستاد و از وزنهار خواست که فرمانبرداروی شود خالد او را زنهار داد ، گفت صفاریه فرمانبردار .تواند محمد بن عتاب با و گفت آنها فرمان نمیبرند . خالد بسوی ایشان رفت و در جرزان یا آنها جنك كرد و شکستشان داد و ستورانشان را گرفت سپس بسازش دعوت کرد و صلح کرد که سه هزار رمکه مادیان (تخمی) و بیست هزار گوسفند بدهند و اندک زمانی آنجا ماند ... (۱) و « قیسیه» با ایشان تاختند و کار را بر خالد سخت گرفتند (۱) در اصل افتادگی دارد
اس