پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۵۶

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

«کسال» يحيى بن معاذ کشتند و چیزی نمانده بود نابود شوند سپس با هم سازش کردند و حاتم این هر ثمه در آن سرزمین تنها اندك مدتى ماند تا اینکه خبر مرك پدرش هرثمه باورسید و چون در آنجا مرد وی از بردعه بیرون رفت و به فرود آمد و در آنجا بارویی ساخت و کار می گزارد تا اینکه خلع شد و ببطريقان و سرکردگان ارمنستان و ببابك و خرمیان نوشت و کار مسلمانان را در چشم ایشان بزرك كرد و بابك وخرمیان جنبش کردند و با يك بر آذربایجان دست یافت و چون خبر بمامون رسيد يحيى بن معاذ بن مسلم مولی بنی زهل را حکمرانی ارمنستان داد جنگهایی کرد و در آنها کاری از پیش نبرد و مامون مرعیسی بن محمد بن ابی خالد را فرماندهی سپاه داده بود و این در روزگار مخلوع بود و چون از یحیی کاری ساخته نشد عیسی را حکمرانی آذربایجان و ارمنستان داد و باو دستور داد که لشکریان را آماده کند و آنها از مال خود روزی بدهد . پس عیسی بن محمد ایشان را از مال خود روزی داد و ایشان از مردم سرزمين مدينة السلام ) بغداد ( بودند و چون از بغداد رفتند دیگر در آنجا از سپاهیانی که در فتنه بغداد بودند کسی نماند و چون بآن سرزمین رسید محمد بن الرواد از دی و همه سرکردگان آن سرزمین نزد او رفتند و خود را برای جنگ با بابك آماده کرد و بابک در تنگه ای باورسید و او راشکست داد و عیسی از آنجا رفت و جایی درنگ نکرد و یکی از سرکردگان با وبانك زد که : ای ابوموسی ، بکجا میروی؟ گفت: درین جنك كارى از ما ساخته نیست و بخت باما یار نیست و ما از جنك با مسلمانان هر اسانیم از آذربایجان بارمنستان رفت و سوادة بن عبد الحميد الجحافي برخاست ، عیسی باو پیشنهاد کرد که حکمرانی ارمنستان را باو بدهد وجنك نكند، با او جنك پس کرد و پس از کوششی او را شکست داد و ارمنستان بر عیسی بن محمدر است شد و کار با يك در بذب لا گرفت و مامون مرزریق بن علی بن صدقد ازدی را حکمران کرد و از و هم کاری بر نیامد . سپس ابن حمید طوسی را حکمرانی داد و چون خبر خلع شدنش بزریق رسید او نیز برخاست و محمد بن حمید بان سرزمین رسید و زریق با او جنگید و محمد یارانش را کشت و سپس از وز نهار خواست روی زنهار داد و او را نزد مامون فرستاد. محمد بن حميد در آنجا ماند تا اینکه آن سرزمین را از کسانی که ازیشان باك داشت پاك كرد و چون توانست بجنك بابك برود بجنك او شتافت وجنك سختي

•

۵۰