جای دیگر درباره آذربایجان میگوید: برزند قریه ای بود و افشین در جنك بابك آنجارا لشکرگاه ساخت و دژی ساخت و ساختمان کرد ... خزيمة بن خازم در خلافت رشید حکمرانی ارمنستان و آذربایجان یافت و دژها و باروها و شهرهای آنجار اساخت و لشکر بسیار در آنجا فراهم آورد و چون بابك در ارمنستان پیدا شد مردم بآنجا گریختند و فرود آمدند و بدژها پناه بردند. جای دیگر درباره طبرستان میگوید که پیوسته بدیلم و قزوین و باب الابواب و شهرهای با بکست و مردم آنجا «مستامنه اند، اگر مسلمانان را نیرومند ببینند با ایشانند و اگر دشمن را نیرومند بیابند با ایشانند و پس از آن جایگاه کوهیست که پیوسته بقزوین و شهرهای با بكست و نزديك بيست فرسنگست . جای دیگر محل دار زدن بابك را در سامرا چنین معین میکند: «در کنار نیزاری که روبروی مجلس شرطست » و مراد از مجلس شرط اداره دزبانی و شهرداری سامرا باصطلاح امروز ست. جای دیگر برزند و بذ را از شهرهای آذربایجان میشمارد ابن حوقل در کتاب صورة الارض میگوید : « حد سر زمین الران از پایین رود ارست که در کنار آن شهرور نانست و در سمت راست ورنان نزديك رود برزندست و راهی که از بردعه ببرزند مبرود س از آن باردبیل و میانه و خونج و زنجان میرود. جای دیگر در مسافت راههای آذر بایجان میگوید: از ورثان تا باخاب هشت فرسنك و آن قریه ای پر جمعینست و در آنجا کاروانسراها و خانها برای رهگذران هست که در آنجا فرود می آیند و ز لمخاب تا برزند که سهر است نزديك بليفان هفت فرسنگ و از برزند تا اردیل پانزده فرسنك واهست در میان قرا و منازل در راست و چپ که هم پیوسته اند و از همه آشکارند مه مسی در احسن التقاسيم برزند را از شیرهای آذربایجان میشمارد ووریان و موقان و میمد و برزند را به هم نام میبرد و جای دیگر می گوید : رزند شیر خر دیست و بازارگاه ارمنیاست و بندرگاه این ناحیه و جای
خوش آب و هوای سازگار است .