و مردم آنجا در آب ذره های کوچک رو سرخ مییابند که اگر زنان از آن بخورند پرهیز نگاهدارند فربه میشوند یاقوت جای دیگر در معجم البلدان در کلمه «ابرشتویم» میگوید : يفتح و سپس سكون وفتح را وسكون شين وفتح تا وكسر واووياء ساكن، کوهی در بد از قلمرو موقان در نواحی آذربایجان که بابک خرمی در آنجا بود. استخری در کتاب صور الاقاليم برزند را جزو شهرهای آذربایجان شمرده و جای دیگر مسافت از برزند را تا اردبیل پانزده فرسنگ نوشته است. جای دیگر میگوید حد الران از باب الابواب در بند ) تا تفلیس است سبس می گوید من اردبیل هزار و چهل درهم مانند من شیر از ست مگر آنکه در شیر از من و در اردبیل رطل میگویند و زبان آذربایجان و ارمنستان و ایران فارسی و تازیست بجز آنکه مردم دبیل و حوالی آن بزبان ارمنی سخن میگویند و نواحی بردعه ز با نشان الرانی ارانی) است... و پولهای آذربایجان و الران و ارمنستان همه زرو سیمست . ابن واضح یعقوبی در کتاب البلدان میگوید : « مردم شهر های آدربایجان و توابع آن مخلوطی از آذری و جاویدانی قدیم هستند که مردم شهر بد باشند و با يك در آن بود سپس تازیان در آن فرود آمدند هنگامی که آنجارا گشادند و آذربایجان در سال ۲۲ گشاده شد و مغيرة بن شعبه نفعی در خلافت عثمان پسر عفان آنجا را گشاد و خراج آن چهار هزار هزار در هم بود كه يك سال بر آن میفزایند و سال دیگر می کاهند • جای دیگر در مسافات آذربایجان میگوید: از اردبیل تا برزندار توابع آذربایجان سه روز را هست و از برزند تا شهر ورنان از توابع آذر بایجان و از ورنان تایلفان و از بیلقان تا شهر مراغه که بالاترین شهر آذر بایجانست میروند. از بن جا پیداست که برزند بر سر راه مراغه باردبیل بوده است ابن الصفيه در کتاب البلدان درباره کترد ستانیهای معتصم گوید : وی را سه فتح بزرك دست داد... از آنجمله بود با يك كه لشكريانرا شکست داد و از سپاهیان کاست و سرکردگانر اکشت و شهر را ویران کرد و دلهای مردم را از بیم و هراس پر کر دو او را اسیر کردند و کشتند و از درك ماز بار بدار کشیدند
"