باطنیان نخست در زمان مامون آشکار شد و سپس در زمان امعتصم نتشار یافت و گویند افشین که صاحب سپاه معتصم بود دلش گروگان بابک خرمی بود و دعوت وی را پذیرفته بود و این خرمی در سرزمین بدین بیرون آمد و مردم آن کوهستان خرمی بر طریقه مزدکی بودند و خرمیان و باطنیان همداستان بودند و خلیفه افشین را که دوستدار مسلمانان شناخته شده بود بجنك وى فرستاد و او در باطن با بابک دست یکی داشت و در کشتار وهتك زنان او را یار بود پس افشین را یاری فرستاد و محمد بن يوسف نغری و ابودلف قاسم بن عیسی عجلی بوی پیوستند و سپس سپاه عبد الله بن طاهر نیز ایشان را یاری کردند و شوکت بابکيان و قرمطیان برسیاه مسلمانان افزون شد تا این که شهری که معروف بود ببرزند از ترس با بکیان برای خود ساختند و چند سال جنگ در میان بود، تا آنکه خدای مسلمانان را یاری کرد و بابك اسير شد و در سر من رای بسال ۲۲۳ اور ابدار کشیدند و برادرش اسحق نیز گرفتار شد و او را در بغداد با مازیار خداوند سرخ علمان (محمره) طبرستان و گرگان دار زدند. گذشته از خطاهای فاحشی که در کتابت و چاپ اول این کتاب روی داده و بسیاری از کلمات در اصل متن تازی تحریف شده است این مولف درین سخنان دو اشتباه بزرك كرده است نخست آنکه نام برادر بابك را اسحق این ابراهیم نوشته و در همه مراجع دیگر نام برادر بابك را عبدالله دانسته اند، چنانکه پس از این خواهد آمد هر چند که ابن الندیم در کتاب الفهرست نام پدر يا بك را عبدالله آورده است. اسحق بن ابراهیم که درین وقایع نامش برده شده اسحق بن ابراهیم ا بن مصعب پسرعم طاهر ذو اليمينين ) طاهر بن حسين بن مصعب ب ) سردار معروف ایرانی و خود از مردان نامی خاندان طاهری و امیر بغداد بوده است و عبدالله برادر بابك را از سامرا نزد وی فرستاده اند و او در بغداد دارش آویخته است. خطای دیگر این مولف اینست که برادر بابك را در بغداد با مازیار ندار نزدند، چه عبدالله برادر بابك را در سال ۲۲۳ در بغداد بدار آویختند مازیار را در سال ٢٢٥ دو سال پس از آن در بیرون شهر سامرا برتلی که باسم كنيسة بابك» معروف شده و پس ازین ذکرش خواهد آمد
در جوار دو چوبه دار دیگری که بر یکی از آنها پیکر بابك و برد انگری بیکر