گاه فرصت و قزوینست خرم دینان بودهاند و یکی از مراکز مهمشان همدان بوده است و بیشتر در روستاها و کوهستانها زندگی میکرده اند و هر می یافته اند خروج میکرده اند و مخالفان خود را چه بی خبر و چه در میدان کشته اند و چون ازین حیث و بیشتر از آن جهت که قلمرو شان همان قلمرو باطنیان و اسمعیلیان در قرن پنجم و ششم بوده است ایشانرا از باطنیان و اسمعیلیان دانسته اند. جنك مى 1 اسمعيليه از قراین میتوان حدس زد که مذهب خرمدین از دو عنصر اصلی مرکب بوده است نخست يك عنصر آریایی ایرانی پیش از اسلام که شاید برخی از عقاید مزدکیان جزو آن بوده و دوم يك عنصر ارتجاعی و ملی ایرانی پس از اسلام که مانند همه جنبشهای دیگری بوده است که در گوشه و کنار ایرانیان وطن پرست برای کوتاه کردن دست توانایی و بیدادگری خلیفه تازی پیش آورده اند و این جنبش جاویدان و بابك هم مانند نهضتهای بو مسلم و بها فريد ومقنع وسنباد و استاذسيس وحمزه پسر آذرك وعبدالله پسر رونده و اسحق معروف بترك و مازيار و صاحب الزنج وقرمطيانو گرامیان و شعب دیگر خوارج ایران و شعوبیه ایران از آن جمله سرخ علمان و سفید جامگان و اصحاب اسب نوبتی بوده است و سیس نیز دنبال کارشان را گرفته اند و بهمین جهتست که مورخان و دیگر کسانی که دربارۀ خرم دینان سخن رانده اند درست نتوانسته اند حقیقت را دریابند و این همه گروههای مختلف و آیینهای گوناگون را با هم در آمیخته اند. ابو منصور بغدادی در کتاب الفرق بين الفرق درباره مزد کیان مینویسد: گروه روه نخستین از اصحاب اباحه مزدکیان بودند و گروه دوم خرم دینان که در دولت اسلام آشکار شدند و ایشان دو طایفه اند بابکيان ومازاریان و هر دو بمحمره معروفند و با بکیان پیروان بابك خرمی ' 4 کوهستان بدین در سرزمین آذربایجان بیرون آمد و پیروان بسیار بهم زد و محرمات را مباح میدانست و مسلمانان بسیار را کسند و خلفای بنی العباس سپاه بسیار بریتان فرستادند با احسین حاجب و محمد بن يوسف ثغرى و ابودلف عجلی و دیگران و ابن ده مدت بیست سال با ایشان روبرو بود تا اینکه بابك و برادرش اسحق بن ابراهیم را گرفتند و در سر من را در روزگار معتصم بدار کشیدند. همین مولف در جای دیگر درباره اطمیان می گوی : دعوت ه که
که در