و قامت آن باشد که خلق را بطاعت مقتدای ایشان خوانی و روزه عبارت بود از آنچه او کند خاموش باشی و عیب از مولانا برایشان نطلبی و هرچه او کند از جمله فواحش وزندقه حق شناسی و در هیچ حال منکر او نباشی و چنان مطیع باشی که اگر فرمايد خود را هلاك كن در حال خود را هلاك کنی بی توقف و گویند حج عبارت بود از قصد نزد امام ایشان، هر که را قدرت بود لازم باشد که بخدمت وی رود و او را بیند و همه محرمات را حلال دارند و گویند محرمات عبارت بود از قومی که ایشان را دشمن میباید داشتن و ازیشان بیزار شدن و بریشان لعنت کردن و گویند فرایض عبات بود از قومی که موالات ایشان واجب بود و گویند آنچه خدای گفت: انقال الشيطان للانسان اكفر » بشيطان عمر می خواهد و بانسان ابو بکر و گویند هر کجا در قرآن ذکر فرعون و هامان بود فرعون عمر بود و هامان ابو بکر و جمله قرآن و احادیث رسول بدين نوع تفسیر کنند و خرمدینیه از یشان گویند و این قوم بگوهستان «بد » باشند ، از بلاد آذربایجان، یکی را از ملوك ايشان برسالت بخلق فرستاد ، پیش از اسلام و نام او شروین بود و او بهتر و فاضل تر از محمد وجمله انبیا و رسل بود و گویند و ضو عبارتست از اساس دین که ایشان نهادند و نماز عبارت بود از ناطقی فصیح و بانك وقامت عبارت بود از داعی ، که خلق را بدیشان خواند و گویند آنچه خدای گوید : « ان الصلوة تنهى عن الفحشاء والمنكر بدين صلوه ناطق ،میخواهد که خلق را نهی می از بهر آنکه صلوة ظاهر فعل بود و نهی از فعل تصور نبندد و از فاعل می می کند، جایز بود » . از آن جای دیگر میگوید: «بابکیه اصحاب بابك واين ملعون پس ار آذربایجان بود قومی بسیار برو جمع شد و فساد عظیم در دین پیدا کردند و خلقی بیشمار بروی جمع آمدند و خروج کردند در زمان معتصم و بعد از چند مصاف او را بگرفتند وهلاك كردند». قطعاً بابكيان يا خرم دینان منحصر بپیروان بابك در آذربایجان بوده اند، بنکه در نواحی دیگر ایران مخصوصا در مرکز و در اطراف اصفهان و سرزمین جبال یعنی همه قلمروی که در میان آذربایجان و طبرستان و خراسان و بغداد و فارس و کرمان و خوزستان واقعست و شامل ناحيه نهاوند و همدان وری و اصفهان و کاشان و قم وسمنان و دامغان
۲۴