که در را در مدت بیست سال شکست داد تا اینکه با برادرش اسحق گرفتار شد و در زمان معتصم در سر من رای بدار کشید ها شد. اما مازیاریان پیروان مازیار بودندو وی بدین محمره دعوت میکردو او را پیروانی در کوهستان طبرستان پیداشد و پل محمره در گرگان منسوب بدیشانست و از آثار آنها است و او نیز در ایام معتصم گرفتار شد و نیز در سر من رای در روبروی با بك خرمی بدار آویخته شد و با بکیانرا درین کوهستانها شبیست آن گرد می آیند و هرگونه تباهی از باده خواری و سرود سرایی و جز آن میکنند و مردان و زنان در آن گرد می آیند سپس چراغها و آتش ها را میکشند و هريك ازیشان با زنی که پیش آمده است نزد او بنشیند نزدیکی میکند و این خرمیان مدعی اند که ایشانرا در جاهلیت شاهی بوده است که شروین نام داشته و او را بر پیامبران برتری میدهند و و گاهی بر مرده ای از خود می گریند و بنام او سو کواری وزاری بسیار می کنند. . جای دیگر میگوید: «تاریخ نویسان آورده اند که دعوت باطنیان در روزگار مامون آشکار شد و در روزگار معتصم بالا گرفت و از حشم معتصم مردی که او را افشین میگفتند بدعوتشان گروید و بهمین سبب با بابك خرمی مدارا میکرد تا اینکه گروهی از سپاهیان مسلمانان شکست خوردند وسر انجام ابودلف العجلى و سرکردگان دستگاه عبدالله بن طاهر گرد آمدند و بابک خرمی را شکست دادند و او را گرفتند و در سر من رای در ۲۲۳ بدار کشیدند » امام فخررازی در کتاب اعتقادات فرق المسلمين والمشركين» میگوید : « بایکیان پیروان بابك بودند ووى مردی از آذربایجان بود در روزگار در از شوکت وی بالا گرفت و الحادر ا آشکار کر دو گروه بسیاری برو گرد آمدند و این در روزگار معتصم بود و پس از زدوخوردهای سخت وی را گرفتار کردند و زیانش از میان رفت » سید مرتضی من داعی حسنی رازی در کتاب تبصرة العوام في معرفة مفالات الانام نخست درباره فرق ابو مسلمیه می گوید: «فرقت دوم ز ایشانرا «رزامیه» خوانند و ایشان گویند محمد بن علی وصیت کرد بسر خود ابراهیم و چون ابو مسلم خروج کرد با ابو مسلم بود و ابومسلم خلق
را بدو می خواند و در سر دعوی آن کنند که ابو مسلم صاحب دلايل ومعجزات