از آن اوست، برجمع کردن مال حریص کرده اند و از مستحقان باز میگیرند و می نمایند که این توفیرست از دامن بریدن و در وصل آستین کردن پیراهن درست نشود از مذهب ایشان این قدر یاد کرده شد تا معلوم گردد که آن جماعت چه سگان حرام زاده بودند و برچه نسق میباشند . حق سبحانه و تعالی شر و آفت و شومی ایشان را از جمله بقاع مسلمانان دور گرانا دو جمله را از صحبت ناشایسته ایشان در حفظ و پناه خود نگاه داراد • ابو الفرج بن الجوزی در کتاب « نقد العلم والعلماء اوتلبيس ابليس» درباره این مردم میگوید : « خرمیان وخرم کلمه بیگانه است درباره چیزی گوارا و پسندیده که آدمی بدان می گراید و مقصود ازین نام چیره شدن آدمی برهمه لذتها وجستن هر گونه شهر تیست که با شد و در هم نور دیدن بساط تكليف و از میان بردن فرمانهای شرع در میان مردم و این نام لقبی برای مزدکیان بود و ایشان اهل اباحت از مجوس بودند که در روزگار قباد پدید آمدند و زنان محرمات را مباح دانستند و هر ناشدنی را حلال کردند و بواسطه همانندی کارشان با آرزوهای این مذهب ایشان را بدین نام هر چند هم که در مقدمات با ایشان مخالف بوده باشند. خوانند بر امام ابو الحسن اشعری پیشوای معروف اشعریان در کتاب «مقالات الاسلاميين واختلاف المصلين» میگوید: برخی گفته اند که معجزات « امامان آشکار میشود و فرشتگان بریشان فرود می آیند و این گفته گروهی از رافضیانست و برخی ازیشان درین سخن بجایی رسیدند که پنداشتند نسخ کردن شرایع رواست و گروهی ازیشان که خرمدینان باشند بجایی رفتند که میگفتند پس از رسول خدا صلی الله علیه وسلم پیامبران میآیند و دنباله آن بریده نمیشود ابو المظفر اسفراینی در کتاب التبصير في الدين وتمييز الفرقة الناجية عن الفرق الهالكين يك جا ميگويد : د خرميان دو گروهند : گروهی از ایشان پیش از دولت اسلام بودند و ایشان مزد کیانندهمه محرمات را حلال میدانستند و میگفتند . مردم همه در دارایی وزن شریکند و انوشیرون در پادشاهی خود ایشانرا کشت. گروه دوم خرمیانند که در دولت اسلام آشکار شدند مانند با بکیان و مازیاریان و ایشانرا محمره نامیدند. اما با بکیان پیروان بابک خرمی بودند که در ناحیه آذربایجان پدید آمد و پیروانش بسیار شدند و همه محرمات را حلال میداشت و بسیاری از سپاهیان بنی المانی
م وعليكم