نیز اختلافست زیرا که برخی ایشانرا از مردکیان دانسته اند و برخی از اسمعیلیه و باطنیان شمرده اند و پاره ای از فروع مسلمیه یا ابو مسلمیه پیروان و ابو مسلم خراسانی شمرده اند و حتی بعضی از صوفیان اباحيه دانسته اند گفته اند بتناسخ قایل بوده اند و محرمات اسلام و حتی نکاح با محارم را مباح میدانسته اند و پاره ای دیگر از غلات یا غالیه دانسته اند. اما چیزی که در این میان تا اندازه ای بوی حقیقت میدهد اینست که بتناسخ و باز گشت ارواح قایل بودهاند و مانند مزدکیان برخی چیزها را مشترك و مباح میشمرده اند و در ضمن برای رواج دین و روش خود از هیچگونه کشتار و خونریزی دریغ نکرده و بر بدخواهان و دشمنان خود رحم نداشته و مخصوصا تعصب بسیار تندی بر تازیان و عقایدشان داشته اند و از اینجهت با محمره و سرخ علمان گرگان و طبرستان ومبيضه يا سفيد حامکان و يا مفنعیان ماوراء النهر هم عقیده و همداستان بودهاند و شاید در میانشان و مخصوصاً در میان بابك پيشرو خرم دینان آذربایجان و مازیار پسر قارن پیشرو سرخ علمان طبرستان یکرنگی و اتحاد بوده است " نظام الملك كه از دشمنان سرسخت و بدخواه همه شعوبيه ومخصوصا اسمعیلیه بوده است در سیاست نامه دربارۀ عقاید خرم دینان مینویسد: «اما قاعده مذهب ایشان آنست که رنج از تن خویش برداشته اند و ترك شريعت بگفته ، چون نماز و روزه و حج وزکوة و حلال داشتن خمر و مال وزن مردمان و هر چه فریضه است از آن دور بوده اند. هر ر گه که مجمعی سازند تا جماعتی بهم شوند ابتدای سخن ایشان آن باشد که بر کشتن ابو مسلم صاحب دولت دریغ خورند و بر کشنده او لعنت کنند و صلوات دهند بر مهدی فیروز و برهارون پسر فاطمه دختر بو مسلم ، كه او را كودك دانا خوانندو بتازی الفتى العالم و ازینجا معلوم گشت که اصل مذهب مزدك وخرم ديني و باطنیان همه یکیست و پیوسته آن خواهند تا اسلام را چون برگیرند اول خویشتن را بر است گویی و پارسابی و محبت آل رسول فرا نمایند تا مردم را صید کنند، چون قوت گرفتند در آن کوشند که امت محمد را تباه کنند و دین او را بزیان آورند و کافران را بر مسلمانان رحمت بیشتر از آنست که آن طایفه را و این مقدار از احوال واقوال ایشان یاد کرده شده تنبیه را ، که ایشان طبعی میزنند زیر گلیم و کسانی که دعوت ایشان ر
اجابت کرده اند تربیت ایشان میکنند و خداوند عالم را ، که همه جهان