می کشتند و سی واند سال فتنه ایشان در میان بود و هیچ لشکر با ایشان مقاومت نتوانست کرد عاجز آمده بودند، بدان جایهای حصین و محکم که داشتند بآخر گرفتار شدند و سرشاهان در اصفهان بیاویختند و بدین فتح بهمة بلاد اسلام نامها نبشتند، اگر همه یاد کنیم در از گردد و هر که خواهد تا بر همه خروجهای باطنیان واقف گردد در تاریخ طبری و تاریخ اصفهان برخواند، تا معلوم گردد ». ازینجا پیداست که پس از کشته شدن با بك تا بیش از هفتاد سال دیگر یعنی تا حوالی سال ۳۰۰ این جنبش بزرك ملی ایران دامنه داشته است و چنانکه گذشت باز هم تا اواسط قرن ششم خرم دینان در آذربایجان بوده اند درین میان جنبش مهم دیگری که کرده اند در آغاز قرن ششم بوده است زیرا که محمد عوفی در جوامع الحكايات بقيام خرم دینان در زمان مستر شد بالله (٥۱۲ - ٥٢٩) بدین گونه اشاره میکند: «در عهد مستر شد جماعتی خرم دینان در بلاد آذربایجان نشسته بودند و فساد میکردند و نوایر شر وفتنه می افروختند. مستر شد از جهت جهاد و قطع فساد ایشان بنفس خودخر فرمود و با لشکر جرار بطرف آذربایجان رفت و طایفه ای از ملاحده ناگاه بروی پیدا شدند و او را بگرفتند و کارد زدند و هلاك كردند ، روز پنجشنبه هفدهم ماه ذی قعده سنه تسع وعشرين وخمس ما نه رایت حیات او سرنگون گشت و دامن دیده اعیان و ارکان دولت او پرخون گشت و او هفده سال و شش ماه و بیست روز خلیفه بود و ولایت او روز دوشنبه بود ، هفدهم ماه شوال سنه ست و تلنين واربعمائه. کت در نقل این واقعه یگانه خطایی که محمد عوفی کرده اینست که جلوس وی در روز دوشنبه ۱۷ شوال ٤٣٦ نبوده بلکه در ١٦ ربیع الثانی ٥١٢ بخلافت نشسته است و آنگهی بیداست که اگر در ٤٣٦ جلوس کرده و در ۵۲۹ کشته شده باشد میبایست ۷۳ در خلافت بوده باشد و حال آنکه خود مینویسه ۱۷ سال و ٦ ماه و بیست روز خلیفه بود و بدین حساب حتما در ۵۱۲ جلوس کرده است چنانکه در همه منابع معتبر جلوس وی را در ١٦ ربیع الثانی ٥١٢ و مرگش را در ۱۷ ذی القعده ٥٢٩ ضبط کرده اند و بدین گونه بحساب درست ۱۷ سال و ۷ ماه و یکروز خلیفه بوده است
IA