و او (خضر) وی را کشت این واقعه در ده خیزان (نسخه بدل: حیران ، ياقوت ج ٣ ص ٢٥٢ جيزان ) روی داد نیز رجوع كنيد بنزهة القلوب ص ۹۰ : خيزان، چندان ) ، صخره ای که در این جا ذکر آن هست شاید همان بش برمق ) نزديك ۷۰ كيلومتری شمال بادکو به در ناحیه ساحلی باشد که ده خضر زنده (۱) در نزدیکی آنست. در اندك فاصله ای تا آنجا دهی هست بنام خیزی و میتوان نام آنرا با خیزان ) یای معلوم یا مجهول ) سنجید . با این همه هیچ اطلاعی نیست که ناحیه مستقل معتنا بهی درین سرزمین در دوره اسلامی وجود داشته باشد
از سوی دیگر در خط سیر ابودلف حندان که بسیار ممکنست محرف همان کلمه ای باشد که ابن حوقل نقل کرده است از میان خچن والبذین(۲) پایتخت بابك واقعست. اگر این خط سیر ساختگی نباشد می توان این جا را در کرانه راست ارس در ناحیه ای که امروز بنام جبرئیل (۳) است دانست - پسران الدیرانی حکمرانان واسبوراكان ( ناحية وان) و از خاندان همز سپ پس . ار تسرونی اند . در ٣٤٤ ٩٥٥ امیری که حکمرانی داشت ابوسهل می شد که از برادرش در نيك آشوت ۱۳ (۹۷۲ خوانده می (۹۵۳-۹۳۷ ( جانشین او شده است. هر دو از خاندان گريگور در نيك ) در زبان تازی الدیرانی) (٨٧٤-٨٨٦ ) .بودند اشاره باوضاع واحوالی که بدان مناسبت دیسم را تسلیم کرده اند دفت ابن حوقل را می رساند - « پسران سنباط ( مسلما با گراتیان ارمنی شهر آنی اند. ابن حوقل خود ( در بندهای الف وی ( بسمبات شهید ( ٨٩۰ - ٩١٤ ) اشاره کند ، نوه او آشوت رحیم ) اولور مدز Olormadz ) در ٩٥٢ می - (۱) اینجا يك شانه مرزی در جسته و مشخصی هست و در ١٩٤٨ بك كتيبه لا بینی از دسته ساهیان ۱۲ فولمیناتا Legio Xll Fulminata در نزدیکی آن یافته اند رجوع کنید محله تاریخ قدیم Vestnik drevney istori ۱۹۵۰ شماره ۱ ص ۱۷۷ (۲) که در جنوب ارس نزديك هشاد سر بود درمیان واحی هوراند و کلر و گرما دور) (۳) در حدود ۸۳۵ میلادی امیری در سا بنام عیسی یوسف ( يا ابن اصطفا۔ نوس زیرا مادرش خواهر اصطيفانوس (بود در من جا بوده است درباره وی و قلمرو او رجوع کنید بصحيفة ١٥٤ ، من نتوانسته ام جانشینان او را معین کنم.
١٧٦