پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۱۸۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

را که دوخویه آنرا بجرزان برگردانده ( چه باید کرد؟ طبعاً این کلمه بگرجستان (جرز) بر میگردد، اما مرزبان هرگز تا گرجستان نرفته است و و ششگان نامیست که گرجی نیست. ممکنست تنها بحدس و گمان ذهن انسان در مورد بحث متوجه جرز» نشود بلکه به خزر» توجه کند هر چند در غیر مفهوم ساده پادشاهی خزر باشد بلکه بمفهوم محلی باشد چنانکه در مورد شهر قبله که درمیان شروان رجوع شود ببند (۱) وشکی (رجوع شود ببند۲) واقعت استعمال کرده اند. این موضع جایی بوده است که شاید خزران در آنجا بوده باشند ، زیرا بلاذری (ص١٩٤) میگوید: «ومدينة قبله وهى الخزر» (۱) این پیشنهاد کاملا جنبۀ آزمایش دارد، اما شگفست که قبله ای که مسعودی ( ج ۲ ص ٦٨ ) بعنوان امیر نشین جداگانه ذکر کرده در سند ابن حوقل نبوده باشد . مسعودی امیر قبله را عنبسه واحد العین مینامد و در تاریخ شروان بپسرش بنام ابن عنبسه اشاره شده عنبسه (شیر) قطعاً نام کنایه آمیز اوست و نتيجه حدس ما اینست که نام حقیقی او و ششگان پسر موسی بوده و بنحوی با امیران اران رابطه داشته است. ه دربارۀ ويزور دلیل قاطع نداریم زیرا این ضبط معمول زبان تازی برای حوزۀ رود ارپاچای سفلیست که در زبان ارمنی بآن وایوتس «دزور میگویند در کتاب کنستانتین پورفیر و گنیتوس Constantin Porphyrogenitus بايتدزور Baitdzor آمده است: رجوع کنيد بكتاب هو بشمان Hubschmann بنام نام جاها در زمان ارمنی قديم » Die altarmenischen Ortsnamen شماره ۱۱۱). در حدود اواسط قرن دهم حکمران آن قطعاً با مسافریان رابطه داشته است (رجوع کنید بكتاب مطالعات من ص ٦٩،٣٦ - ٧٠ که در آنجا من پیشنهاد ۷ کنم هویت وی را با واساك پسر سمبات از سلسله محلی ارمنی سیسکان می تطبیق کنم برای تشخيص هويت او كنيه ابو القاسم ارزشی ندارد . (۱) بسابر متن تازی کتاب ابن اعثم که اخیراً کشف شده جراح (که نزيد دوم 101 ~٥ = ٧٢٠-٤) با وحکمرانی داده بود جمعیت موغومه (برقی؟) را کم کرد و مردم آنجا را بغسانیه در رستان قبله کوح داد ( رجوع کنید بمماله آن کورات در Ankara Univer DT.C fakult dergisi چاپ ١٩٤٩ ص ٢٦٩).

۱۷۴

۱۷۴