سرزمین و کمر کست (۱) ( رجوع کنید بانتشارات دوخويه ج ٤ ص ٢٢٤). اما هیئت اصلی کلمه قراآت و املاهای مختلفی را در ذهن می نشاند (ربع رنغ ، زیغ ، زنغ ). همین نام تنها در متن دیگری معنی رساله دوم ابودلف مسعر بن مهلهل(۲) آمده است این سیاح ) در بند ۱۵ ( آورده است که در راه تفلیس باردبیل کوههای ویزور و قبان وخاجين والربع وحندان و هر دو بد را دیده است. رجز نام اخیر چنان مینماید که نامهای دیگر از آن ارتفاعاتیست در اران که رود کور را از ارس جدا میکنند ابودلف بایستی در حدود ۹۵۰ میلادی سفر کرده باشد و همین نکته حالت بودن گفته وی را میرساند . یعنی است . رجوع کنید با سطخری در وهله نخست غرض من این بود که «الربع» را با نام تختگاه اران « برذعه » ( نسخه بدل آن بردع ص . ۱۸۲ حاشية ) بسنجم . ممکنست ابو داف این نام را از همان مأخذ نقل کرده باشد اما رساله او پیش از پایان یافتن کتاب ابن حوقل ) در ٣٦٧ ۹۷۷ ) نوشته شده است. با این همه میدانیم که مقارن حمله روسها در ۳۳۲ ۹۷۷ نماینده مرزبان در بردعه حکمرانی داشت (مسکویه ج ٢ ص ٦٢) و احتمال می رود مرزبان این شهر را که کلید شهرهای دیگر بوده است شاهزاده تقریباً بی مقداری مانند سنکریم (۳) سپرده باشد ت بنا بر گفته موسس مورخ سپرم زن اتر در سه پسر سهل (بایدساهاك (۱) کلمه ربع ( در جمع ارباع ( معنی ناحیه مستقلست و این رسه در ص ۱۷۱ بکار برد برده و گود مشاور دارای سیزده رستاق و چهار ارباع است در برابر دواره رساق و چهار خانان در کتاب مقدسی ص ۳۰۰ ، رجوع کنید محدود العالم بند ١٠٢٣ وص ٣٢٥ ( در صورتیکه ربع مصمم بمعنى چهار يك شهر ست) (۲) من درین موقع مشغولم آنرا از روی سخه منحصر بفرد آستانه مشهد در قاهره چاپ بکنم. (۳) مگر آنکه به ور کنیم که وی حاکم کاملا فرمان برداری بوده و تا اندازه ای در کارهای داخلی اختیار داشته است (رجوع کنید بكلمة الربع بمعنى كمرك).
١٧٢