باشند. نامی که ابن حوقل برده ( یعنی محمد بن احمد ) با نسب نامه مفصل شروانشاهان موافق نیست و بالاخص نسبت خانوادگی این سلسله درست نیست زیرا بجای شیبانی باید از دی .باشد ممکنست این نیز نادرست باشد و بجای یزیدی آمده باشد زیرا این خانواده عموما بدین نسبت معروف بوده اند .(۱). ممکنست این یکی از مواردی باشد که در کلمه تحریف رفته است. بوده که آید ممکنست -۲- شکی . بجای کلمه «اسحاس » که در چاپ اول ابن حوقل(دوخويه) آمده در نسخه خطی بهتری که کریمرس در چاپ دوم بکار آورده است اشجانیق آمده که بسهولت میتوان آنرا با شخانیق که یکی از نامهای خوب ارمنیست برگرداند. کنیه تازى او ابوعبدالملك که برای تعيين مليت او با توجه رسم معمول آنزمان در نامهای خاص چندان اهمیتی ندارد. این نام با قرینه ای که مسعودی ( ج ۲ ص ۱۸) میدهد و می گوید فرمانروایی شکی در آنزمان عملا با آذر ترسی بود نیز سازگار نیست . متن گمراه کننده است. چون کلمات ودخل في موافقته اشخانيق» بلافاصله پس از کلمات «فواقف... صاحب شروانشاه » کسی در شرح این فقره گمراه شود و تصور کند که اشخانیق یکی از طرفین قرار دادیست که با شروانشاه منعقد شده است. این گونه (۲) تعبیر ممکن نیست زیرا بوسیله تاریخ شروان میدانیم که شکی بوسیله قبله از شروان جدا میشد و مستقل بود و بترتیب خاصی حاجت نداشت. بنابرین کلمات ودخل فى موافقته تنها فرمول محدود و معتدلیست از ووقف» و ضمیر شخصی ) موافقت او ) باید دوباره بمرزمان در گردد. نتیجه آنست که اشخانیق در اینجا سهمی ندارد. چنانکه از تاریخ شروان (۳) بر می آید معنی کلمه شکی در زمان گفتند می (۱) حتى حاکم نشین ایشان را هم یزیدیه می (۲) اس تعمیر را آ ا . کریمسکی و ظاهرا شپولر Spuler در مقاله ایران در آغاز اسلام > Iran in fruh - islam در Zeit ص ٤٦٧ پذیرفته اند D (۳) رجوع کنید بكتاب مطالعات من ص ۳۲ و فصل مربوط بشروان رجوع کنید بمقاله من در کلمه شکی در دایرة المعارف اسلام .
۱۷۰