پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۱۷۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

با این حدس برخی سوءتفاهمها وحدسهایی را که در متن ما هست می توان توضیح و تفسیر کرد بی آنکه از اهمیت این برآورد چیزی بکاهد این فهرست (۱) دشواریهای چند نشان میدهد . املاء بعضی از نامها . نامعلو مست و خراجگزاران مسیحی را بکنیه های معمول تازی نام برده که هویت آنها را می پوشاند و تطبیق آنها را با کسانی که در منابع ارمنی دکری از ایشان هست دشوار می کند. 1 می -۱- سرکوبی شروان یکی از کارهای مهم مرز با ست که در سیجه آن ر در آمد خزانه وی افزوده شده و تنها بآنچه با گراتیان ( رجوع کنید بیند (۹) وعده داده بودند کمتر و در درجه دوم اهمیت بوده است . شروان بسر زمینی گفته شد که در شمال رودكور واقعست و تنها در قرن ١٥ تا ١٦ دوباره آنرا شیروان گفته اند. اشتباهی که در بند ت) در کلمه شروانشاه کرده و آنرا بجای اسب شاهان نام کسی داسته است در مسعودی ج ۲ ص هم دیده میشود. شاهی که در شروان در ٣٤٤ = ٩٥٥ فرمانروایی داشت محمد بن ابو طاهر يزيد بن محمد ) ٣٣٧ - ٣٤٥ - ٩٤٨-٩٥٦ ) (٢) - بوده است و پس از و پسرش احمد (٣٠٣٤٥ - ٩٥٦-٩٨١ ) جانشین او شده است ٦٩ در تاریخ قدیم شروان (۳) ذکری از حمله دیلمیان بشروان در رمان پدر محمد یعنی ابو طاهر يزيد بن محمد در یکی از سالهای میان ٣٣٤ ٩٤٤ و ٣٣٧ - ٩٤٨ هست و گفته شده است که وی دیلمیان را راند و با ایشان صلح کرد و اتحاد کرد. حمله دیگر ابراهیم بن مرزبان در حدود ٣٥٧ ٩٦٨ و هنگامی روی داد که قرار بود احمد بن محمد با مهاجم صلح نکند و با و خراج بدهد. در نتیجه ترتیمی که ابن حوقل بدان اشاره کرده میکس سيجة حملة نخستین باشد. اما چنین مینماید که در رمان محمد بن یزید صلح روی داده باشد و شاید همان صلح را در زمان پسرش احمد تجدید کرده ۱) آنرا کسروی مارسی امروز ترجمه و قسمتی از آن را شرح کرده است شهریاران گمنام ج ۱ ص ۱۰۱ سر رجوع کنید مقاله کریسکی بعنوان شکی ص ۳۷۷-۸ (۲) بنابر گفته مسعودی حصه محمدی برید پیش از آن در ٣٣٢ ٩٤٣ حکمرانی داشته است (۳) نگاه کنید بصحيفه ١٤٨ یادداشت شماره ۲

١٦٩

۱۶۹