. دستشان را از آن کوتاه کرد و حال آنکه برای مالکیت خود عهد نامهایی داشتند که بقرون اولیه اسلام میرسید و استقرار ایشان را در آنجا میرساند ) و در فتح مسلمانان در آنجا بودند ( و ایشان بعهده داشتند بنابر مقررات مربوط بمقطعات جزیه بپردازند. بنی امیه و بنی العباس ایشان را بجای خود گذاشته بودند و انواع مختلف رسوم که بعنوان جبايات بر آنها مقرر شده بود از ایشان میگرفتند. یوسف برایشان حمله برد و زدوخوردهایی با ایشان کرد (۱) . از آنگاه بختیاری (۲) سابمشان بپایان رسید و هیچ رایتی تاکنون بیاری ایشان بر افراشته نشده است. دین ترسایان در ارمنستان برتری دارد. از دو قسمت این سرزمین (۳) دولت مرکزی (سلطان) سالیانه چیزی را دریافت می کند که می توان خراج دانست بدین گونه (٤) ارمنيان امروز هم وابسته بعهدی هستند که پیش ازین بوده اند، اما این پیما نیست که در حقیقت اثری ندارد، زیرا که دولتهای همسایه (سلاطین) بر آنها حمله میبرند (٥) و برده میگیرند ، بدرفتاری می کنند و حق دفاع از ایشان را پایمال میکنند بردگانی را که از ایشان آورده بودند نمی توانستند بعنوان زرخرید در بغداد بفروشند و من این وضع را تاسال ۲۳۵ = ۹٣٦ دیده ام ، هیچ کس این خرید و فروش را مشروع نمی دانست بسبب آنکه کاملا در زنهار بودند و پیمانهایی غیر عهد) که در دست داشتند بسیار بود » . (۱) رجوع کنید بكتاب ابن حوصل ص ٦١، ج ٢ ص ١٤-١٥ وقصدهم العدو (۲) من پنداشم عبارت « ولا يفتح بعد عذر هم را باید بدین گونه درست کردو گفت و بعد غدرهم ، منی و او (یوسف) پسارین خیانت بایشان طرفی بر نیست AYY و هیچ رایتی برای باری او (اليه) تا امروز برافراشته نشد ( یوسف در ۳۱۵ - ۹۲۷ در گذشت. بهمین جهتم مارسه می نویسد «پندارم کلمه عدر را باید بکار برد این ها نی «بخشایش» نیست بلکه بمعنی و پیشرفت و بختیاری است، لیویون آنرا دکلمه نجح تفسیر می کنند (۳) رجوع کنید ببند دیگر (٤) (کانهم از نظر اصولی ، ارنظر مصایی (٥) اندك زمانی پنداشتم باید « تطرفهم » ) بناء ) خواند و در کرانه قلمروشان تاخت و تاز میکنند همچنان تحیف معنی تراشیدن حاشیه چیزی را (دارد اما و تطرق » بمعنی حمله بردن و مسلط شدن معر و فست واما « تتطرقوا وتطرقوا » بمعنى حمله بودن و مسلط شدن رایجست فراراً من تعاقب المثلس یعنی د پنهانی»
١٦٣