کرد که در جنگهای کاخت سفلی (هرتی) شرکت کند . متحدین دژ وجین را شهر بند کردند اما درین هنگام ادرنسی بطریق ناگهان بدانجا رسید وسه تن در بانان باو تسلیم شدند و صلح برقرار شد. هرچند بنا بر کتاب بروسه ص ۲۷۷ یادداشت ۳ اصل و نسب این شخص معلوم نیست نباید از عقیده کریمسکی پیروی کرد زیرا کریمسکی وی را با در برسی بن ها مام (۱) که مسعودی میگوید در شکی بوده است تطبیق میکند زیرا همسایه دیگری نبوده است که بتواند بهرتی دست اندازی کند جایگاه اخیر را مخصوصا در مورد قلمرو مربوط به سه برادران» ذکر کرده اند و چنان مینماید که این اذر نرسی بازمانده مستقیم یانا مستقیم بطنی یا صلبی سهل بن سنباط بوده باشد. مسعودی این نکته ادر حوادث سال ۳۳۲ = ٩٤٣ آورده است اما مانند برخی موارد دیگر احتمال میرود وی از مآخذی که پیش از و بوده است بهره مند شده باشد. توجه باین نکته یعنی اگر دوران حکمروایی برای يك تن طولانی بنظر میرسد و عبارت باشد از فاصله میان ٩٤٣,٩١٤ تقريبا مشکل ما را حل می کند. در تاریخ گرجستان (كتاب سابق الذكر ص ۲۷۹) آمده است که تا روزگار حکمرانی اشخانيك ( بزبان ارمنی مصغر اشخان بمعنی شاهزاده) همه ساکنان هر تی کافر (ظاهرا معتقد بآیین ارمنی بودند اما وی که فرزند شاهزاده خانم گرجی دینار بود آنها را بدین ارتودوکس (یونانی) درآورد و بدین جا که میرسد فصل را بپایان میرساند. درین ماخذ نیز ذکری از روابط این شاهزاده جدید با بطریق ادر نسی سابق الذکر نیست. اما در آنمیان اشاره ای بواقعه ای رفته است که در همان زمان وی داده و آن اشاره بسیار مختنمست بدینگونه که گفته شده است معاصران این شاهزاده در بردعه و آذربایجان سالارها یعنی مسافریان بود را د. در حقیقت در فهرست نامهای صاحبان اقطاع مرزبان : Time مسافرى بتاريخ ٣٤٤ (٩٥٥ که ابن حوقل در ص ٢٥٤ آورد، ست و نام أشخانيق معروف بابو عبد المك صاحب شکی (۲) رمیخورم. بناه انيق الله (١) چنانکه گفته و خوشت Vakiusht باشد (رجوع کنید یادداشت درست صحیفه ١٤٧) این را باید دلیل ادامه واستمرار نام آور نومی در آن خاندان دانست این حقیقت را باید در نظر داشت که دو سلسله از مهاجران بکاخت و شکی رفته اند یکی از تارون و دیگری از کلارجت رجوع کنید بیادداشت شماره ۲ در صحیفه ۱٤۰۰
(۲) رجوع کنید بیاد داشتی که درباره کتاب ابن دو تا خواهد آمد