پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۱۳۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

دو جسر او را بدار افکندند " از طوق بن احمد حکایت کرده اند که چون بابك بگریخت نزد سهل بن سنباط رفت و افشین ابو سعید و بوز باره را بگرفتن او فرستاد و سهل اورا با معاویه پسر خویش نزد افشین فرستاد و افشین معاویه را صدهزار در هم داد و سهل را هزار درم و از خلیفه برای او کردن بندی گوهر نشان و تاج بطريقان گرفت و سهل بدین جهت بطریق شد و کسی که عبدالله برادر بابك نزد وی بود عیسی بن یوسف معروف بخواهر زاده اصطفانوس پادشاه بیلقان بود. ود از محمد بن عمران کا تب علی بن مر آورده اند که او گفت ابوالحسن علی بن مر از مردی از صعلوکان، که او را مطر میگفتند ، حکایت کرد که گفت . ای ابو الحسن ، بخدای که با يك پسر منست. گفت: چگونه گفت: ما با ابن الرواد بودیم و مادر او بروميد زي يك چشم بود و از خدمت گران ابن الرواد و او خدمت من کرد و جامهای من میتست و من روزی برو نظر افکندم و از دوری سفر و غربت بدو نزديك شدم و پس از مدتی که ازوی دور ماندم نزد من آمد و گفت آنروز که با من نزديك شدى ابن سر ار آن زاد و بابك پسر منست چون افشین مامور جنك بانك سد بجر ارزان و جامگی و در آن حليفه باوی قرارداد هر روز که بر نشیند وی را ده هزار درم و هر روز که در ننشیند پنج هزار درم بدهد و همه کسانی که بابک در ریست سال کشته یست و پنجاه و پنج هزار و پا صددن بودند و با بك يحيى بن معاد وعدى ابن محمد بن ابی خاند و زریق بن على بن صدا و محمد بن حميد طوسی و ابراهيم بن اید را شکست داد راحمد جنید را دستگیر کرد و ما با ا سه هزار و سیصد و نا نوا استر کردن و اسان زنان مسلمة و فرزندانشان هفت هزار و ششعه و اعتن باد است وا ا و از خاندان ارك آنها که بدست امثیر افتادند هفدهمی در متروس معتهم احتین را تاج بر سر نهاد و دو گردنبند کوه آئین بروی پیر صادق د بیست هزار هزار درم بوی وات دا و دهها را از شکر بانوی و شاعران نزد وی میرفتند و او را مدح می سرودند را بسعر ان صلت ميداد. از آن میان ابو تمام طایی بود که قصیده ای در سنان وی سرود و این وام در روز پنجشنبه سیزده شب ماند از ربیع الاخر بود . 1 1

1

۱۲۵