پیشرفتهای افشین بسوی نخجوان و کرانه رود ارس سمبات را در بتواند اندیشه انداخت و آماده جنك شده بود اما چون امیدوار بود که از در صلح در آید گرگی ( ژرژ) جاتلیق ارمنستان را نزد افشین فرستاد که پیمان صلح ببندد. افشین گفت بصلح آماده است اما شاه باید خود نزد وی بیاید تا با يك ديگر گفتگو کنند و چون این حیله بجایی نرسید جاتلیق افکند و دشمنی در میان افشین و سمبات آشکار شد. سپاهیان را در بند افشین تادل ارمنستان پیش رفتند و جنگی نزدیك دره دولس نزديك آلا گوز در گرفت افشین شکست خورد و بازمانده سپاه خود را برداشت و بسرزمین خویش گریخت پس ازین سرشکستگی چون حکمران بين النهرين احمد ناحية تارن چیره شد و سمبات در کنار دریاچه وان شکست خورد و بافشین آگهی رسید وی نیز بارمنستان حمله برد و شهر قارص را محاصره کرد و گرفت و درین فتح ملکه ارمنستان وزن موشیخ ولیعهد و چند تن دیگر از شاهزادگان ارمنی را با سیری بشهر دبیل (دوین) برد و سمبات ناچار شد که نه تنها برادر زاده اش را که او هم سمبات نام داشت بلکه پسرش آشوت راهم بافشین تسلیم کند و ناجار دختر برادرش شاپوه (شاپور) را نیز بزنی بافشین داد با همه این فدا کارها باز سمبات آسوده نماند و برای پیشرفت های سیاسی خود ادر نرسه را پادشاهی گرجستان داد و این کار شاهزادگان ارمنی را بخشم آورد و ایشان از افشین یاری خواستند که با سمبات جنك كنند . افشین دلگیری دیگر نیز از سمبات داشت و آن این بود که خواجه سرایانش رییس را سمبات بواسطه عطاهای بسیار فریفته و بخود جلب کرده بود و زنانی را که نزد افشین اسیر بودند گریزانیده و بسمبات رسانیده بود و بهمین جهت امنین دعوت شاهزادگان ارمنی را پذیرفت و می خواست بارمنستان بتازد که در همین میان روزگارش سرآمد • بار پسین روزهای زندگی بابك جنانکه پیس از بن از برخی مآخذ آورده ام افشین پس از دستگیری با بك او را با خود بسر من رای نزد معتصم برد و بابک را در آن شهر کشتند.
١٢١