اردبیل و زنجان ویران کرده بود آبادان کند و میان او و با بك سه جنك روی داده است. در همین زمان افشين مامورجنك با او شده و وی پس از چند بار که با بابك روبرو شد وزد و خورد کرد از معتصم یاری خواست و بغای کبیر را با مال بسیار بیاریش فرستاد و درین سال در ناحیه هشتادسر درمیان سپاهيان بابك و بغا جنك در گرفت و بغا شکست خورد و آنچه با او بود بتاراج رفت. سپس با بك از افشین شکست خورد و بموقان گریخت. در سال ۲۲۱ بابک در جنگی که با بغا کرد از وشکست خورد و نیز در جنگی که با افشین در برزند روی داد هزیمت یافت " در سال ۲۲۲ جعفر خیاط با توشه و سیاه بیاری افشین رفت و بار دیگر درمیان سپاه با بك و بغا جنك در گرفت و سپس ایتاخ ترك با سی هزار درم برای ارزاق لشکر مامور شد و دوباره ببغداد بازگشت و پس از جنك دراز و زد و خوردهای سخت سر انجام افشین شهر به پای تخت بابك را كه چنان مینماید در سرزمین موقان در آنسوی رو دارس بوده است گرفت و با بك گریخت و در ارمنستان گرفتار شد • سهل پسر سنباط سرزمینی که بابک خرمدین در آن سالها فرمانروایی داشته از سوی مغرب هم سایه ارمنستان بوده و بابك در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده است بهمین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تاریخ نویسان ارمنی آگاهیهای چند درباره وی داده اند. از آنجمله یکی از کشیشان واردایت واردان با وارتان که در ۱۲۷۱ میلادی و ۶۷۰ قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عمومی» نوشته و از مآخذ پیش از خود بهره مند شده است مطالبی درباره او دارد. ارمنیان نام بابک را گاهی « باب » ، گاهی با بن و گاهی «بابك » ضبط کرده اند. وارتان در حوادت سال ٨٢٦ میلادی و ۲۱۱ قمری مینویسد : « درین روزها نویسد : « درین روزها مردی از نژاد ایرانی بنام باب که از بغتات (بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نراد اسمعیل(ارمنیان در آن زمان بتازیان اسمعیلی و از نژاد اسمعیل میگفتند را بشمشیر از میان برد و بسیاری از ایشانرا برده کرد و خود را جاودان می دانست. در جنگی
١١٦