پرش به محتوا

برگه:Babak by Nafisi.djvu/۱۱۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

زادگان ماوراءالنهر بود و افشین لقب داشت با سپاه سنگین بدفع خرم دین نامزد فرمود و افشین در اوایل جمادی الاخرة سال مذكور بجو آذربایجان روان شده، او را چند نوبت با بابك محاربه اتفاق افتاد و • مردك را گریزانیده، بسیاری از اصحابش را بقتل رسانید .. جميع و درسنه اثنى وعشرين وماتين (۲۲۲) بابک خرم دین از ضرب تیغ افشین شکستی فاحش یافته با معدودی چند بطرف ارمینیه گریخت و در آن واحی قلعه ای بود و یکی از رومیان، موسوم بسهل بن سنباط ، در آنجا بحکومت اشتغال می نمود و چون سهل شنید که بابک در آن حوالی فرود آمده با جمعی از ملازمان نزد او رفت و گفت: ايها الملك ، خاطر دار که بخانه خود تشریف آوردی و بابك بكلمات سهل مغرور شده ، در درون قلعه منزل گزید و سهل او را در قصر امارت بر تخت نشانده ، در مقام خدمتگاری باستاد و اما چون طعام کشیدند با وی طعام خوردن آغاز نهاد. با بك از کمال خردمندی گفت: ترا میرسد که با من طعام خوری ؟ سهل في الحال برجست که : ايها الملك ، خطا کردم ، مرا چه حد آن باشد که با ملوك هم طبق شوم ؟ آنگاه آهنگری را حاضر ساخته گفت : ايها الملك ، پای خود را در از کن، تا استاد بندگران نهد و حداد با بك را مقید گردانیده، سهل افشین را از صورت واقعه آگاهی داد. افشین معتمدی را با چهار هزار سوار بار مینیه فرستاد، تاسهل بن سنباد و بابک را نزد او آوردند و درباره سهل اصناف الطاف مبذول داشته بانك را با متعلقان مصحوب خویش دار الخلافه برد برد و معتصم اصاغر و اعاظم را باستقبال فرستاده ، فرمان داد ا بابك را بر فیل نشاندند و بسامره در آورده ، هما نروز بقتل رسانیدند و این قضیه در سنه ثلاث وعشرين وماتين (۲۲۳) روی نمود . گویند شخصی از جلاد بابك پرسيد كه دوچند کس را گردن زده ای ؟ جواب داد كه: بابك ده جلاد داشت . عدد مردم که بتیغ من کشته شدند ببیست هزار میرسد ، بدانم تا آن نه تن چندهزار کشته باشند » . هم خوندمیر در کتاب دیگر خود حبیب السیر فی اخبار افراد البتر ی گوید «گفتار در بیان بعضی از وقایع زمان حکومت معتصم و و گرفتار شدن با بك بعصو بت جبار منتقم - . معتصم در عره رمضان سنة ثمان عشر و ماتين (۲۱۸) ببغدا در سیده از روی استقلال بضبط امور ملك و مال پرداخت و اسحق مي

>

۱۰۵