برگه:BAHAYIGARI b2.pdf/۱۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
بهائی‌گری/ احمد کسروی
 

‫میدانم بهائیان این را بگردن نخواهند گرفت و دلیل خواهند خواست‪ .‬اینست یک جمله از نوشته های او را‬ ‫بعنوان نمونه میآورم‪ .‬‌همان لوح احمد که آنرا شاهکار خود شمرده و برای هر بار خواندنش مزد صد شهید نوید داده‪،‬‬ ‫جمله نخست او اینست‪:‬‬

‫‌هذه ورقه الفردوس تغن علی افنان سدره البقاﺀ بالحان قدس ملیح‪.‬‬

‫معنی آنکه‪» :‬این برگ بهشت است و آواز میخواند بروی شاخه های درخت کنار باز ماندن (بقاﺀ) با آهنگهای‬ ‫نمکدار پاکی (قدس)»‪.‬‬

‫در این جمله غلطهایی هست که یکایک میشمارم‪» (۱ :‬تغن» اگر بمعنی «آواز خواندن» است بایستی بگوید‪:‬‬ «تغنی‫» ‪ (۲‬بایستی بسر «قدس» الف و لام آورد و بگوید «القدس» ‪» (۳‬ملیح» اگر صفت «الحان» است بایستی بگوید‪:‬‬ ‫«الملیحه»‪ . ‬در این واژه دو غلط رخ داده‪ :‬یکی آنکه بجای «معرفه»‪» ،‬نکره» آورده‪ .‬ دیگری آنکه بجای «مذکر»‪،‬‬ ‫«مونث» یاد کرده‪ .‬از آنسوی خواندن برگ بروی شاخه ها چه معنی میدارد؟!‪ ..‬آن بلبل است که بروی شاخه ها خواند‬ ‫نه برگ‪ .‬از این گذشته «سدر» درخت کنار در عربستان و جاهای بی آب پیدا شود و اینکه در قرآن نامش آمده بهر‬ ‫آنست که درخت دیگری در عربستان کمتر شناخته میبوده‪ .‬در ایران که اینهمه درختهای گوناگون میباشد و کمتر‬ ‫کسی درخت کنار را دیده چه جای آن میبوده؟!‪ ..‬تنها این یکی نیست‪ .‬بیشتر جمله هایش از اینگونه است‪.‬‬

‫در اینجا بهائیان پاسخهایی میدهند که اگر ندادندی بهتر بودی‪ ،‬مثلا میگویند‪» :‬کتاب اصلی جمال مبارک ایقان‬ ‫است که بفارسی نوشته»‪ .‬در حالیکه این دروغ است‪» .‬ایقان» را بهاﺀ اﷲ پیش از دعوی من یظهره اللهی نوشته‪ .‬ کتاب‬ ‫ارجدار او که با قرآن برابر میشمارند «اقدس» میباشد که سراسر بعربیست‪ .‬‌همچنین باب کتاب نخستش که در برابر‬ ‫قرآن نوشته «تفسیر سوره کوثر» است که آن نیز سراسر بعربیست‪ .‬اما «بیان» اگرچه آنرا بعربی و فارسی هر دو نوشته‬ ‫ولی عربیش بیشتر میباشد‪.‬‬

‫بهرحال این بیگمان است که باب و بهاﺀ زبان فرهش را جز عربی نمیشناخته اند و هریکی میخواسته در برابر‬ ‫قرآن ماننده سازی کند‪ .‬بهاﺀ اﷲ نماز و دعا و زیارتنامه را نیز بعربی ساخته است‪ .‬اینکه گاهی فارسی نیز نوشته اند از‬ ‫اینروست که فارسی میدانسته اند و بهوس نوشتن با آن افتاده اند‪ .‬چنانکه پسر بهاﺀ عبدالبهاﺀ چون سالها در استانبول و‬ ‫ادرنه در میان ترکها زیسته و ترکی یاد گرفته بوده‪ ،‬‌هوسبازانه گاهی هم لوحهای ترکی (که بسیار خنک است) نوشته‪.‬‬ ‫نوه او شوقی افندی چون در انگلیس درس خوانده و انگلیسی خوب میداند گاهی به انگلیسی نیز خبرهایی بیرون‬ ‫میدهد‪.‬‬

‫گاهی نیز بهائیان چنین پاسخ میدهند‪» :‬بقرآن نیز ایراد گرفتند»‪ .‬یکی از مسیونرهای مسیحی بنام هاشم شامی‬ ‫بقرآن چند ایرادی گرفته و آن دستاویزی در دست اینان گردیده‪ .‬باید گفت‪ :‬قرآن در حجاز در میان عرب پدید آمد‬ ‫و کسی بآن ایرادی نگرفت در جای خود که همگی از استواری و شیوایی جمله های آن در شگفت شدند‪ .‬اگر پس‬ ‫از هزارسال یک مسیونر مزدور مسیحی چند ایرادی بآن گرفته پیداست که چه ارجی بآن توان نهاد؟!‪ ..‬آنگاه هاشم‬ ‫شامی بسراسر قرآن بیش از پنج یا شش ایراد نگرفته و این جز از آنست که جمله های «بیان» سراپا غلط است و به‬ ‫«اقدس» نیز در هر صفحه ای چند غلطی توان شمرد‪.‬‬