برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۸ آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی

ما بیش از همه در پی راستی هستیم و میخواهیم آنچه را که بوده بدست آوریم. میخواهیم بگوییم در آغاز تاریخ که سه هزار سال پیش بوده مادان در آذربایجان و این پیرامونها نشیمن داشته اند، و اگر کسی بتاریخ آشناست این میداند که تا دو هزار سال پیش ترکان از این نزدیکیها بسیار دور بوده اند و در میانه های آسیا میزیسته اند، و این خود پندار بسیار عامیانه است که کسانی گویند آذربایجان از نخست سرزمین ترکان بوده و هیچ سودی از چنین گفته ای در دست نخواهد بود.

پیش از این درباره ریشه و نژاد مردمان هرکسی آنچه میپنداشتی مینوشتی. در توریت ایرانیان را با تازیان از یکرشته شمارده. مسعودی و دیگران کردان را از «بنی عامر» نگاشته اند. لیکن اینها عامیانه است و ارجی بآنها نتوان نهاد. ما امروز بهترین راه برای شناختن نژاد یک توده زبان ایشان را میشناسیم. درباره آذربایجان نیز گذشته از چیزهای دیگر یک نمونه بسیار نیکی از زبان آنجا در آغاز تاریخ آنجا در دست است و آن اوستا میباشد. زیرا شت زردشت را چنانکه نوشته اند برخاسته از آذربایجان بوده، و از آنسوی زبان اوستا خود میرساند که در شمال سروده گردیده است.[۱]

اینها در آغاز تاریخ و در زمان مادانست. پس از آن چون بزمانهای هخامنشیان و اسکندر و سلوکیان و اشکانیان و ساسانیان بیاییم و یکایک را از دیده گذرانیم، در هیچیکی پیشآمدی در آذربایجان که دیگر شدن مردم آنجا را در بر دارد رخ نداده است.

در زمان اسکندر پیشآمدی در آذربایجان بوده که نشان نیکی از زبان آنجا بدست داده، و آن خود نام «آذربایجان» است. چنانکه گفتیم اینجا را «ماد خرد» نامیدندی. ولی چون اسکندر بایران درآمد و بهمه جا دست یافت، در آذربایجان «آتورپات» نامی از بومیان برخاسته آنجا را نگه داشت، و چون او تا میزیست فرمانروا میبود، از اینجا سرزمین بنام او »آتورپاتکان« نامیده شد و همان کلمه است که کم کم «آذربایجان» گردیده، و ما میدانیم که خاندان آتورپات تا چند صد سال آن فرمانروایی را نگه میداشتند و در زمان سلوکیان و اشکانیان برپا میبودند. اگرچه باین نام (آذربایجان) نیز دست برده اند و در برهان قاطع و دیگر کتابها سخنانی درباره معنی آن توان پیدا کرد، لیکن اینها همه عامیانه است و در بازار دانش ارجی بآنها نتوان نهاد. بیگمان «آذربایجان» نام ایرانی است و ما معنی آنرا بارها باز نموده ایم.[۲]

در زمان اشکانیان ترکان رو بسوی غرب آورده و بمرز ایران نزدیک شدند. ولی با آن نیرویی که پادشاهان اشکانی را میبود باور نکردنیست که دسته هایی از آنان بدرون ایران آمده باشند و ما در تاریخ نشانی از چنان چیزی نمییابیم.

در زمان ساسانیان ترکان دیگر نزدیکتر بودند و از شمال و از راه دربند قفقاز نیز با ایران همسایگی داشتند. لیکن با اینهمه گمانی بدرآمدن آنان بآذربایجان نیست. شاید در تاریخ دسته های کوچکی را از ایشان پیدا کنیم که شاهان ساسانی در جنگ دستگیر کرده و در اینجا و آنجا نشیمن داده اند. ولی اینگونه دسته ها زود با مردم درآمیخته از میان روند و نشانی از خود باز نگزارند.

  1. جدایی که زبانهای شمال و جنوب داشته در همین دفتر خواهد آمد.
  2. گفتاریکه در آن باره نوشته ایم بارها چاپ شده و آخرین آنها در شماره ۶ سال چهارم پیمان بوده.