برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.


گفتار یکم

مردم و زبان باستان آذربایگان

آذربایگان در آغاز تاریخ:

کسانیکه بتاریخ آشنایند، و از جستجوهای دانشمندانه که از صد سال باز در پیرامون تاریخ انجام گرفته و از نتیجه های گرانبهایی که بدست آمده آگاهند، این میدانند که در سه یا چهار هزار سال پیش، مردمانی بنام آریان یا ایران[۱] از میهنی که در آن میزیسته اند کوچیده و در آسیا و اروپا پراکنده شده اند و هر گروهی از ایشان بهر کجا که رسیده اند و در آن نشیمن گرفته اند بر بومیان دیرین چیره درآمده و بنیاد فرمانروایی گزارده اند و از اینرو در تاریخ بنام گردیده اند. چنانکه یونانیان و رومیان که بنیاد زندگانی اروپا از ایشانست و در تاریخ آنهمه جای بزرگی برای خود باز کرده اند و گرمنان (ژرمن) که روم غربی را برانداخته و با جوش و جنب خود دور نوینی (سده های میانه) در تاریخ اروپا پدیدآورده اند، همگی از آن مردمان بوده اند. همچنین دسته هایی از آنان که ب په شته ایران رسیده و در اینجا نشیمن گرفته اند، سه تیره از آنان که ماد و فارس و پارت باشند هریکی بنوبت خود بنیاد فرمانروایی گزارده اند که هرکدام بزرگترین و یا نیرومندترین فرمانروایی در آسیا بوده است.

اگرچه کوچیدن ایران از میهن باستان خود و پراکنده شدن ایشان در اروپا و آسیا پیش از زمان تاریخ رخ داده و نوشته ای از آن زمان در دست نیست، لیکن رهنمونهایی که از اوستا و از دیگر جاها در این باره در دست است و جستجوهایی که از راه دانش انجام گرفته آن را بسیار روشن گردانیده. ما امروز نیک میدانیم که آریان یا ایران پیش از کوچ در سرزمینهای یخبندان شمالی میزیسته اند که اوستا آن را «آئریا ویجو»[۲] مینامد و چنین میگوید که ده ماه در آنجا زمستان بود و تنها دو ماه تابستان میشد.

اینها در تاریخ روشن است و جای گفتگو نیست که ایران یا مردم ایر چون به پشته ایران آمدند دسته بزرگی از ایشان که ماد نامیده میشدند شمال غربی ایران را که اکنون آذربایجان و شهرهای همدان و کرمانشاهان و قزوین و اسپهان و تهران در آنجاست فرا گرفتند و این زمینها بنام ایشان سرزمین ماد خوانده میشد که آذربایجان «ماد خرد» و آن بخش دیگر «ماد بزرگ» بوده. مادان با آن کارهای تاریخی بزرگی که انجام داده اند (از برانداختن پادشاهی بزرگ آشوری و پیش رفتن تا سوریا و آسیای کوچک) نه کسانیند که فراموش گردند.

پس چنانکه میبینید آذربایجان از آغاز تاریخ از رهگذر مردم و زبان، حال بس روشنی میدارد و جای کشاکش و گفتگو درباره آن نیست. آری ما این را نیز میدانیم که پیش از ایران بومیان دیگری در آذربایجان مینشسته اند و ایران چون بآنجا درآمده و بر آن بومیان چیره شده اند، دو تیره بهم درآمیخته اند. ولی این در همه جا بوده است و ما در پی آن نیستیم که بگوییم مردم آذربایجان یا مردم ایران تنها از ریشه ایر بوده اند و هیچ آمیختگی با دیگران نمیداشته اند. این خود چیز بیهوده ایست و جدایی میانه این ریشه وآن ریشه گزاردن دور از خرد میباشد.

  1. با یاء مجهول . Eran
  2. در کتابهای پهلوی «ایران ویج» .