برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۵۲

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی
۵۲
 

کارارود: نام رودی در آذربایجان میباشد و چون اکنون آن را «قرارود» مینویسند شاید کسانی پندارند که کلمه «قرا» ترکی است و باشد که آرزوی فارسی گردانیدن آن کنند ولی نچنانست. این رود در تاریخ بنام میباشد. زیرا جنگهای بابک خرمدینان با تازیان در نزدیکیهای آن رو داده و اینست طبری و دیگر تاریخ نگاران آن زمان نام آن را که درستش «کلان رود» بوده بسیار برده اند. چیزیکه هست در زبان آذری بجای «کلان» که بمعنی بزرگ است «کرا» و «کارا» و «کالا» گفته میشده. اینست نام رود را هم «کارا رود» میخوانده اند که بهمان معنی کلانرود است و این نام تاکنون بازمانده.

گرمرود: نام روستایی از آذربایجانست که میانه شهرچه آن میباشد. معنی نام هم روشن است.

گریوه: نام جایی در نزدیکیهای تبریز است و معنی آن «گردنه» میباشد زیرا در پهلوی بجای گردن «گریو» بوده چنانکه یقه را «گریوبان» میگفته اند که اکنون «گریبان» شده است.

گهرام دز: نام جایی در ارسباران در آذربایجان است که اکنون »گرمادوز« خوانده میشود و درست کلمه در آذری «گهرام دوز» بوده که بمعنی دز گهرام باشد. اما «گهرام»، این کلمه با «جهرم» و «تهران» و «تارم» یکیست و آن از «گه» یا «جه» یا «ته» که بمعنی گرم است و از «رام» یا «ران» که بمعنی جایگاه میباشد پیدا شده. چون ما این نامها را در دفتر یکم از «نامهای شهر ها و دیه ها» روشن ساخته ایم در اینجا باین کوتاهی بس میکنیم.

گهرام دوز زمانی زندان طغرل آخرین پادشاه سلجوقی بوده و اینست نام آنها در تاریخها نیز آمده است.

گیلاندوز: جایی در آذربایجان و معنی آن دز گیلان میباشد. گویا دسته ای از گیلان در آنجا مینشسته اند.

قارقابازار: شاید از کلمه قارقا که در ترکی بمعنی کلاغ است کسانی این را هم نام ترکی پندارند ولی نچنانست. رویه درست این نام «گیراگی بازار» بوده بمعنی یکشنبه بازار. گیراگی کلمه ایست یونانی که در زبانهای ارمنی و ارانی روز یکشنبه را با آن میخوانند، و چون بشیوه کهن ایران روستاییان در هریک از روزهای هفته در جای دیگری بازار برپا میکرده اند و در اینجا هم روز یکشنبه بازار برپا میشده اینست آن را با این نام خوانده اند، و ما گمان میبریم که «گیراگی» در آذری نیز بکار میرفته است.

ما این نام را هم در دفتر یکم «نامهای شهرها و دیه ها» روشن گردانیده ایم. اینست در اینجا بکوتاهی یاد کردیم.

مارالان: کویی از تبریز میباشد. اما معنی نام این نیز از دو بهر پیدا شده، یکی «مار» و دیگری «لان» و ما هم هریکی را جداگانه روشن میگردانیم:

۱) مار: ما میپنداریم این رویه آذری نام «ماد» میباشد. زیرا چنانکه گفته ایم در آذری و همچنین در زبان ارمنی راء بجای دال بسیار میآمده و ما میدانیم که در زبان ارمنی تیره ماد را همیشه بنام «مار» یاد کرده اند. چیزیکه هست در آذری گاهی نیز دال را به یاء عوض کرده و ماد را «مای» هم میخوانده اند. هرچه هست بگمان ما «مار» همان ماد میباشد.

۲) لان: بمعنی جایگاه است و باین معنی گذشته از نامهای آبادیها در کلمه های دیگری نیز آمده و از دیده زبانشناسی «لان» و «دان» یک کلمه میباشد.

پس «مارالان» بمعنی جایگاه مادان است و چون آذربایجان نشیمنگاه آن تیره بوده دوری ندارد که جایی یا جاهایی بنام آنان خوانده شود