برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۴۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۴۹ آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی

اما معنی نام، چنانکه گفتیم آن از دو بهر پدید آمده: یکی «آتورپات» و دیگری «گان». آتورپات خود از دو بهر پیدا شده: یکی «آتور» و دیگری «پات». پس میباید گفت نام از سه بهر پدید آمده: ۱)آتور ۲)پات ۳)گان. و ما هریکی را جداگانه باز مینماییم:

۱)آتور: این کلمه بمعنی آتش و خود همانست که امروز «آذر» گفته میشود. باید دانست بسیاری از تاء های زبان پهلوی در فارسی ذال گردیده و اینست ذال در فارسی بسیار بوده تا پیش از زمان مغول آورده میشده. لیکن سپس کم کم همگی دال شده و جز در چند کلمه از آذر و گذشتن و مانند این نمانده است.

۲)پات: معنی درست این کلمه را نمیدانیم. هرچه هست آن نخست «پاذ» و سپس «پای» و «بای» شده زیرا در آذری (و همچنین در زبان ارمنی) گاهی پاء باء میشده (چنانکه این را در پیش از این باز نموده ایم). نیز در زبانهای شمالی گاهی ذال یا دال، یاء میگردیده (چنانکه این را هم باز خواهیم نمود).

۳)گان: این کلمه در آخر نامهای آبادی بسیار آمده. چنانکه در نامهای زنگان و ارزنگان وگوگان و بسیار مانند اینها. معنی آن نیز جای و سرزمین است و یا بمعنی پیوستگی میباشد. این کلمه هنوز هم «گان» خوانده میشود ولی گاهی نیز گاف را جیم گردانیده «جان» گویند و ما گفته ایم که گاف و جیم دو رویۀ یک حرف میباشد و از چیزهاییست که میانه شمال و جنوب جدا بوده.

بدینسان «آتورپاتگان» کنون «آذربایگان» یا «آذربایجان» گردیده و معنی آن نیز «سرزمین آتورپات» یا «آتورپاتی» است و «آتورپات» نام یک سرداری بوده. اما معنی خود آتورپات چنانکه گفتیم آتور بمعنی آتش است ولی بهر دوم آن روشن نیست و ما دراینجا نیازی بدانستن همه معنی آن نام نمیداریم.

آرونق: نخست باید دانست که این کلمه اکنون از زبانها افتاده و روستایی که در غرب تبریز نهاده و با این نام خوانده میشده اکنون بنام «گونی» شناخته میشود، ولی در دفترهای مالیاتی و دیگر نوشته ها همچنان نام دیرین «آرونق» را بکار میبرند و بغلط آنرا «ارونق» نویسند و خوانند.

اما معنی نام، باید دانست نخست کلمه «آرانک» بوده که بمعنی آران کوچک باشد و برای آنکه معنی آن روشن گردد و رویۀ درستش شناخته شود میباید نخست از «آران» و معنی آن سخن رانیم:

چنانکه میدانیم «آران» نام سرزمین بزرگیست که در کتابهای عربی و فارسی همیشه با نام آذربایجان توأم بکار میرفته و همانجاست که اکنون «آذربایجان قفقاز» نامیده میشود. این سرزمین که موغان نیز بخشی از آن شمرده میشده چون هوایش گرم است و چمنها و چراگاههای فراوان میدارد از اینرو از بهترین زمستانگاهها (قشلاقها) شناخته میشده. بویژه در زمان پادشاهی مغولان که چون در آذربایجان مینشسته اند و همه ساله زمستان را با سپاهیان و درباریان خود بآران و موغان میکوچیده اند، از اینرو نام آران و زمستانگاه بودن آنجا بسیار شناخته و زبانزد مردم میبوده، و بیگمان نام آران در آن زمانها شناخته تر از نام شمیران این زمان میبوده.

گویا از همان هنگامها یا از زمانهای پیش از آن بوده که کلمه آران در زبانهای آذربایجان و ارمنستان و همچنین در زبان خود آران بمعنی گرمسیر و زمستانگاه گردیده. چنانکه اکنون هم که ترکی در آذربایجان و آران رواج یافته آن معنی از میان نرفته و هنوز در آنجا گرمسیر را «آرانلوق» نامند. برخی از نویسندگان ارمنی چنین دانسته اند که «آران» از