برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۴۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

۴۸ آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی

رفتم شهر کمی گوشت خریدم و کمی هم میوه خریدم دادم نوکر آورد خانه.

امرو ویست آدمی قوناق مون هسته نیموی هونداندا نیموی تیه هوندا.

امروز بیست تن میهمان ما میباشند نیمی خوانده هستند و نیمی ناخوانده.

قوناقوی شر رسته شر نوم چور آما روی.

میهمانها که رفتند خواهیم رفت بیابان بگردش.

چند سخنی درباره این نمونه ها:

چنانکه دیده میشود در این نمونه های هرزندی از یکسو برخی نشانه های آذری کهن پیداست، از کلمه کفشن بمعنی کشتزار، و کلمه گر بمعنی خانه[۱] و آمدن راء بجای دال درکلمه های آمار و آستارما و اسپره و مانند اینها، ولی «آز» یا «از» بمعنی من که در آذری بوده گویا از میان رفته، از یکسو نیز نشانه های کهنگی زبان پدیدار میباشد. از کلمه شدن بمعنی رفتن، و کلمه های «ا» و «هر» بمعنی یک و سه، و آمدن واو بجای گاف در «ورتمون» (گریختیم) و مانند اینها، «هر» یک نمونه روشنی از نزدیکی این نیمزبان با زبان ارمنی میباشد، چنانکه آمدن راء بجای دال نمونه دیگر آن بشمار است.

از نکته های این نیمزبان بودن هاء بجای خاء میباشد که در «هوندارا» (خوانده اید) و «هته» (خفته) و «هرمه» (خوردم) و مانند اینها پدیدار است. نیز آمدن زاء بجای دال که در «زونوسنی» (دانستن) و «زر» (دیروز) پدیدار میباشد و چنانکه گفته ایم این از نشانه های شمالی بودن زبان میباشد.

این است آنچه درباره این نمونه ها میباید گفت، و چون خواست ما گفتگو از خود نیمزبان نمیباشد سخن را در همین جا بپایان میرسانیم.

فزونیها

چون در دفتر در گفتگوی خود برخی نامهای آبادی و مانند آن را بعنوان مثل یا دلیل یاد کرده و بمعنی آنها نپرداخته ایم، برای روشنی سخن آنها را در اینجا فهرست وار آورده درباره هریکی گزارشی که باید مینگاریم:

آذربایجان: چنانکه گفته ایم این نام از زبان ایران آمده و خود دلیلی است که مردم دیرین آذربایجان جز از نژاد ایر (یا آر) نبوده اند. هم گفته ایم این نام از زمان چیرگی اسکندر یونانی پیدا شده و تاریخچه آن این است که چون اسکندر پادشاهی هخامنشیان را برانداخت و بکشور پهناور ایشان دست یافت، در آذربایجان که تا آن زمان بنام «ماد

خرد» خوانده میشدی مردی بنام اتورپات برخاسته آنجا را از افتادن بدست یونانیان بازداشت و خود بنیاد فرمانروایی در آنجا نهاد که تا نیمه های زمان اشکانیان برپا ماند. از اینجا آن سرزمین بنام او «آتورپاتگان» نامیده شد. اینست تاریخچه پیدایش آن نام و هرچه جز این گفته شده نادرست و بیپاست.

  1. چنانکه دیدیم در زبان اردبیلی «کار» را بمعنی خانه آورده و بآسانی توان گفت این دوکلمه یکیست.