برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۴۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی
۴۷
 

جمله ها

امسور ورن خیلی ورسته سیل خیلی آمارا گندومی خروب کردیه.

امسال باران بسیار باریده سیل بسیار آمده و گندمها را خراب کرده.

شو اشمه توتولمش بره تکه زونوسلا یا نزنوسلا.

شب ماه گرفته بود تو هم دانستی یا ندانستی.

انشو زلزله بره تویه هته برون زلزله رزونو سمانا ور تمون مهله.

امشب زلزله شد تازه خوابیده بودم زلزله را دانستم گریختیم بیرون.

معدن خیلیه و نتاندا چینیه آما کور نکوندوم.

معدن بسیار است بیرون آورنده نیست ما کار نمیکنیم.

آما هیچ چی نزنسون.

ما هیچ چیز نمیدانیم.

شمه درس هواندارا یا نهوندارا.

شما درس خوانده اید یا نخوانده اید.

خویی تر بخش.

خدا ترا نگه دارد.

زره او بیه نیجین.

پسر آب بیار بخورم.

اسو نان هرمه.

اکنون نان خوردم.

بیور شنم بازار.

بیایید برویم بازار.

اسپره پول زرده پول چینیه.

پول سفید و پول زرد نیست.

من شرنین کفشن علف چینن.

من خواهم رفت بیابان گیاه چینم.

ت اینتاندا نشین من نون هینم.

تو در اینجا نشین من نان خورم.

زر من شره برن نعمت آباد پنج سوعت ورموندن اورستی آمارین توری.

دیروز من رفته بودم نعمت آباد پنج ساعت آنجا ماندم و پس از آن آمدم تبریز.

شرن شهر گمی گژد آستارما کمی جی میوه آستارما درمه نوکر اورجا گر.