برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۳۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی
۳۷
 

در نامهای آبادی آذربایجان نیز مثالها برای جابجا شدن دال و راء دیده میشود چنانکه «سفید خانی» که نام یک دیهی است در زبانها «اسپر خون» خوانده میشود و مانند آن نیز هست.

لیکن در آذربایجان گاهی نیز دال یاء میگردیده چنانکه ما آن را در خود نام آذربایجان که نخست «آتورپادگان» بوده و همچنین درکلمه مایان که بیگمان نخست «مادان» بوده میبینیم و این نمونه دیگری از یکی نبودن زبان همه آذربایجان میباشد.

٣ـ چیم: چیم بیشتر در آغاز کلمه ها جیم میشده چنانکه در: بوجینم وجش که بجای چشم آمده.

٤ـ سین: سین در آغاز کلمه ها بیشتر چیم میشده، چنانکه درباره چو و سی گفتیم. نیز در زبان امروزی آذربایجان بجای سریش «چریش» گفته شود و در ارمنی بجای سرد «چورد» آورند و مانند آن نیز هست. همچنین در نامهای آبادی مثالها برای آن توان یافت و مثلا «چهرگان» را توان گفت که «سهرگان» بوده.

٥ـ باء: باء در آغاز کلمه ها بیشتر میم میشده، چنانکه در زبان امروزی بجای بهانه و بیشه و بشگین، ماهانا و میشه و مشگین آورده شود. در ارمنی نیز چنین است و مثلا بجای بنفشک (بنفشه) «مانوشاک» گفته شود. هم گویا یکی از جداییهای شمال و جنوب همین بوده چنانکه ما آنرا درباره نام باستان همدان مییابیم که «هاکباتان» و «هاکماتان» هر دو گفته میشده.

٦ـ پاء: پاء در آغاز کلمه ها بیشتر باء میشده، چنانکه در زبان کنونی بجای پس «بس» گفته شود، نیز ما آنرا در نام خود استان مییابیم که آتورپادگان بوده و آذربایگان شده است. در ارمنی نیز چنین است و مثلا بجای «اسپادبت» (سپهبد) «اسیارابد» گفته شود. از اینجا میتوان پنداشت که کلمه «بوری» در لنگه دوم دوبیتی هفتم دیگر شده کلمه «پر» میبا شد.

٧ـ دال: دال در آغاز کلمه ها بیشتر زاء میشده چنانکه در: زانیر که بجای داند آمده.

در پیرامون کار «بودن»:

یک چیز دیگر که میباید یاد کنیم چگونگی کار «بودن» است. چنانکه میدانیم این در فارسی امروزی درآمیخته بکار میرود. زیرا در گذشته بود و بوده و میبود و مانند اینها میآورند و میبایست در اکنون بود و میبود (با زبر واو) گویند، و ما نوشته ایم که بیشتر کارها در فارسی امروزی بدینسان دو تیره آید. ولی بودن یا (بورن) در آذری یک تیره دیده میشود. کلمه هایی که از این ریشه در دو بیتیهای شیخ و دیگر جمله هاست اینهاست: بی ـ بوم ـ بور ـ برمـ بری.

بی: این بجای «است» (میباشد) آورده شده: شیخم شیخی که احسانش با همی بی.

بور: این گاهی بجای «شد» (بود) آورده شده: دلم زنده بنام مصطفی بود و گاهی بمعنی «باشد» (بود ـ با زبر واو): آزواجم اویان تنها چو من بور. پیداست که «بور» گذشته (بر وزن سور) با «بور» اکنون (که میبایست با زبر واو و بر وزن شمر) باشد در زبانها یکی گردیده است.

بوم: این بجای «باشم» آورده شده: بمن جانی بده از جانور بوم. پیداست که این نیز نخست بوم (با زبر واو) بوده و در زبانها بوم (بر وزن روم) گردیده.