برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۳۰

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی
۳۰
 
صفیم صافیم گنجان نمایمبدل درده ژرم تن بی دوایم
مفاعیلن مفاعیلن فعولنمفاعیلن مفاعیلن فعولن
کس بهستی نبرده ره باویاناز به نیستی چو یاران خاکپایم
فاعلاتن مفاعیلن فعولنفاعلاتن مفاعیلن فعولن

در برخی هم تنها یک مصرع را از بحر مشاکل محذوف میآورد، چنانکه در دو بیتی پنجم:

همان هوی همان هوی همان هویهمان کوشن همان دشت همان کوی
مفاعیلن مفاعیلن فعولنمفاعیلن مفاعیلن فعولن
آزواجم اویان تنها چو من بوربهر شهری شرم هی های هی هوی
فاعلاتن مفاعیلن فعولنمفاعیلن مفاعیلن فعولن

در این باره که در شعرهای نیمزبانی دو بحر را بهم درآمیختندی شمس الدین قیس رازی در «المعجم فی معاییر اشعار العجم» شرحی دراز نوشته و آنرا بنام فهلوی سرایان ری و زنگان و همدان آورده ولی پیداست که در آذربایجان هم چنان بوده است.

٤)چنین پیداست که نویسنده سلسله النسب این دو بیتیها را از کتابی یا از جنگی بدست آورده و نیز پیداست که شرحی که برای هر دو بیتی در زیر آن مینویسد آنرا نیز از همان کتاب یا جنگ آورده، نه اینکه خودش آن شرح را کرده باشد. زیرا بیگمان تا زمان شاه سلیمان زبان آذری فراموش شده و شیخ حسین خود معنی این دو بیتیها را نمیفهمیده است و ما چنین درمییابیم که آن شرحها از خود شیخ صفی میباشد.

کنون بنگارش دو بیتیها میپردازیم و چون از سلسله النسب جز بنسخه چاپی آن دسترس نمیداریم دو بیتیها را با غلطهایی که در آنهاست میآوریم و آنچه باندیشه ما میرسد در کنار صفحه مینگاریم:

در باب کسر نفس و فروتنی میفرماید:[۱]

صفیم صافیم گنجان نمایمبدل درده ژرم تن بی دوایم
کس بهستی نبرده ره باویاناز به نیستی چو یاران خاکپایم

شرح ـ یعنی صفیم که صاف دلم و دلیل و راه نماینده طالبانم بگنجهای اسرار حق با وجود آن همه بدل دردمند بیچاره ام زیرا که هیچکس بعجب و پندار راه بعالم وحدت نبرده و من از بی تعینی و فروتنی خاک پای درویشانم.

تبه[۲] در ده ژران ازبوجینم دردرنده پاشان برم چون خاک جون[۳] کرد[۴]
مرگ ژیریم بمیان دردمندان بور[۵]ره بادیان[۶] بهمراهی شرم برد
  1. پیش از این عبارت مینویسد: «و طبع نظم داشت چنانچه اشعار ذیل از فحوای (شیوه) حضرت شیخ است» معنی کلمه «شیوا» را که در چاپ افزوده اند ندانستیم ولی کلمه «فحوای» گویا دیگر شده «فهلوی» باشد.
  2. گویا «بنه» است.
  3. گویا «چون» است.
  4. گرد
  5. از وزن پیداست که این لنگه درست نیست و حرف فزونی دارد.
  6. باویان