برگه:Azari-zabane-bastan.pdf/۲۹

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.
آذری یا زبان باستان آذربایجان / احمد کسروی
۲۹
 

انحراف صوب بصوب دیگر از این جاده ضرورت باشد چون در راه حرب است و راه مخوف. شیخ فرمود مولانا فکری مکن (ع) نوبت چوپانیان آمد بسر». سپس مینویسد: «غیر از این مصرع از انشای طبع مبارکش معلوم نیست».[۱]

پیداست که این گفته با شعرهایی که در سلسله النسب و در دیگر جاها بنام شیخ صفی نوشته اند درست نیاید، و چون ابن بزاز نزدیکتر بزمان شیخ صفی بوده ما بایستی نوشته او استوارتر داریم، ولی ما چون آگاهیم که کتاب ابن بزاز بحال خود نمانده و شیخ صفی که سنی بوده و سید نبوده[۲] و سپس نوادگان او سید گردیده و کیش شیعی پذیرفته اند، از اینرو پیروان آن خاندان دست بسیار در کتاب ابن بزاز برده اند و هرچه را از آن که با سیدی و شیعیگری ناسازگار دیده اند بهم زده اند، از اینرو توان پنداشت که جمله «و غیر از این مصرع از انشای طبع مبارکش معلوم نیست» را هم بآن کتاب افزوده باشند بدینسان که از شیخ صفی شعرهایی در میان میبوده که با سیدی یا شیعیگری نمیساخته برای دور کردن آنها از شیخ چنین نوشته اند. آنچه ما را باین پندار وامیدارد اینست که شعر نگفتن شیخ صفی خود چیزی نبوده که ابن بزاز آنرا بنگارش آورد، از آنسوی میبینیم شیخ حسین کتاب ابن بزاز را دیده و بخش بسیاری از نوشته های خود را از آن کتاب برداشته، با اینهمه آن شعرها را بنام شیخ صفی آورده، و ما نمیدانیم چگونه آن جمله را ندیده است. نیز در یکجا از صفوه الصفا در میان سرگذشتی از زبان شیخ صفی این لنگه را میآورد: «بخوان تا بشنوم تا چند از این فکر»[۳] از هر باره که نگاه میکنیم آن جمله را بیجا مییابیم.

اگر هم درباره شعرهای دیگری که بنام شیخ صفی نوشته اند بگمان باشیم دربارة این دو بیتیها بیگمانیم. زیرا در اینها شاعر خود را صفی، و شیخ خود را شیخ زاهد مینامد و چنین کسی جز شیخ صفی اردبیلی نتواند بود. کسانی میگویند: شاید اینها را یکی از شاگردان شیخ صفی بنام او ساخته، میگویم این بسیار دور است و از آنسوی با خواست ما که آذری بودن زبان دو بیتیها است ناسازگار نیست. زیرا اگر کسی شعر از زبان شیخ صفی ساخته بیگمان با زبان او ساخته.

۲) در سلسله النسب ننوشته این دو بیتیها در چه زبانیست. ولی ما چنانکه گفتیم بیگمان آنرا در آذری میشناسیم. زیرا در جاییکه بودن آنها از شیخ صفی دانسته شد بیگمانست که شیخ صفی آنها را جز بزبان خود نسروده و آنگاه ما در آنها کلمه هایی مییابیم که در هیچ زبان دیگری نیست ولی اکنون نیز در آذربایجان بکار میرود، از درده ژر بمعنی دردمند، و کوشن بمعنی کشت زار، و ریان بمعنی بند جوی. گذشته از این در دو بیتیها نیز بجای تاء کس دوم همه جا راء آورده میشود و دیدیم که این نشان زبان آذری میباشد. از هر باره بیگمان اینها باز مانده آذریست.

۳) بیشتری از این دو بیتیها بر وزن هزج محذوف است و این وزنی است که شعرهای نیمزبانی (یا بگفته تذکره نویسان فهلویات) در آن سروده میشده، ولی در برخی در لنگه دوم یا سوم به بحر مشاکل محذوف برگشته و لنگه های بازپسین را بر این وزن میآورد. چنانکه در دو بیتی یکم:

  1. صفوه الصفا نسخه چاپی صفحه ١٤١
  2. [کتاب شیخ صفی و تبارش دیده شود.]
  3. صفوه الصفا نسخه چاپی صفحه ۲۳١