این برگ نمونهخوانی شده ولی هنوز همسنجی نشدهاست.
۲۲۶
لامارتن
توقف در دهکدهٔ میلی محزونتر گشته و باسم شکار از قریه دوری گزیده در بیشهها و کوهسارها بسر میبرد
کودک دهساله شده و دیگر تحصیلات خانوادگی برای او قابل استفاده نبود لذا بصوابدید اعمامش او را در لیون بیکی از پانسیونها سپردند و طفل نازپرورده یکباره از گلشن آسایش بگلخن سختی و مذلت افتاد صاحب پانسیون پوپیه بینهایت خسیس و بدخو بود به نحوی که کمتر بچهٔ میتوانست در پانسیون او استقامت ورزد بهمین جهة فرزند صاحبمنصب ما نیز پس از دو سال با دو نفر از رفقایش گریخته بخانه بازگشت
سال بعد او را به بلی فرستاده در مدرسه مذهبی پرلافوا بتحصیل گماشتند در اینجا برعکس پانسیون پوپیه درهای خوشی و